بسمه تعالی
موضوع تحقیق : سیمای زن در گلستان سعدی
استاد مربوطه : دکتر بزرگ نژاد
گرد آورنده :فوریه عبدی دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات زنان
*******************************************
راه بررسی آثار سعدی
سيماي زن در گلستان سعدي
تفسیر حکایات گلستان سعدی با موضوع زنان
منابع
مقدمه
شيـخ مشرف الــــديـن سعـــدي (حدود 606- 690هـ .ق) در نوع خود، شاعري بيبديل است كه شهرتش قلمرو وسيعي از تمدن اسلاميو جهاني را درنورديده است. تاریخ تولد او را متفاوت ذکر کرده اند و در نام او نیز نظر واحدی بیان نشده است، هم چنین مشهور است که تخلص سعدی ازنام حاکم زمان خود یعنی سعد بن زنگی بر گرفته شده است.
کتاب گلستان زیباترین کتاب نثر فارسی است و شاید بتوان گفت در سراسر ادبیات جهانی بی نظیر است و خصایصی دارد که در هیچ کتاب دیگر نیست، نثری است آمیخته به شعر یعنی برای هر شعر و جمله و مطلبی که به نثر ادا شده یک یا چند شعر فارسی و گاهی عربی شاهد آورده است که آن معنی را می پروراند و تکمیل می کند و از کسی عاریت نگرفته است.
آن نثر و این شعر هردو از هر حیث به درجه کمال است و در خوبی مزیدی بر آن متصور نیست. نثرش علاوه بر فصاحت و بلاغت و ایجاز و استحکام همه آرایشهای شعری را هم در بردارد، حتی سجع و قافیه.در متن گلستان تکلف و تصنع دیده نمی شود و کاملا طبیعی است نه هیچ جا معنی فدای لفظ شده و نه هیچ گاه لفظی زاید بر معنی آورده است.
آثار سعدي از واقعيتهاي روزمره زندگي مردم روزگار او الهام گرفته و نقش آفرينان آن، طبقات مختلف مردم هستند كه عوالم متفاوتي دارند. در اين نوشتار در صدد هستيم تا دريابيم كه سعدي، شيخ شيراز و معلم اخلاق در تمام آثارش، درباره زن چه ميگويد؟ پاسخ اين پرسش زماني، ارزش بيشتري مييابد كه بدانيم سعدي، شاعري واقعگرا و رئاليست است و با او ميتوان به فضاي قرن هفتمي جامعه ايران، بلكه اسلام راه پيدا كرد.
در ارزيابي كليه آثار سعدي ـ اعم از نظم و نثر ـ با شاعري واقعگرا و رئاليست روبرو هستيم، به طوري كه رد پاي اساطير، افسانه ها، نمادها و عوالم غير رئاليستي در آثار او چندان پررنگ و آشكار نيست. از اين نظر نميتوان سعدي را با شاعراني چون نظامي و فردوسي مقايسه كرد. نه تنها محققان و نويسندگان ايراني به واقعنمايي آثار سعدي توجه كرده اند، بلكه خارجی یان نیز بدان پرداختهاند.
چنانكه سمله خاورشناس فرانسوي كه ترجمهاي از گلستان را در سال 1828 منتشر كرد، در آغاز آن نوشت : «سعدي وضع طبيعي و اخلاقي كشوري را كه در آن زندگي ميكرد، به خواننده معرفي ميكند.»
خولموگروف مستشرق روسي ، نوشت: «سعدي زندگاني مردم را توصيف ميكند و به اين سبب مردم هميشه آثـار او را ميخــواننـد.»
راه بررسی آثار سعدی
در بررسی گلستان سعدی باید به سوالاتی مانند سوالات زیر پاسخ دهیم.
در زمانه سعدی از گلستان چه تلقی داشته اند؟ گلستان را چه گونه می خواندند؟ آیا آن را مجموعه ای از داستان و حکایات می دانستند یا خاطره های سعدی از سفرها و حضرهایش؟
مردم در آن دوره سفرنامه را می شناختند و می دانستند که سفرنامه چیست و سفرنامه معروف ناصر خسرو، به ارائه تصوری درست از این قالب ادبی کمک کرده بود.
آنان داستان سرایی و دخل و تصرف هنرمندانه در واقعیت را می شناختند و با آثار نظامی گنجوی به شناخت این گونه ادبی رسیده بودند و می دانستند که می توان چیزی نوشت که مبنایش تخیل باشد و نه واقعیت.
آنان هم چنین داستان های عارفانه را به نظم و به نثر از طریق آثار سنایی و عطار می شناختند و هم چنین با متن های عارفانه از طریق مکتوبات عارفان به نامی هم چون ابن عربی و پیروانش در ایران آشنا بودند.
ایرانیان زندگینامه را نیز از طریق تذکره های مختلف می شناختند و با حکایت نویسی هم از طریق جوامع الحکایات آشنا بودند که نزدیک ترین اثر است به گلستان سعدی در آن دوره. هم چنین دوره زندگی سعدی دوره رونق تاریخ نویسی است و تاریخ جهانگشای جوینی که اتفاقا از دوستان سعدی هم بوده در همین دوره نوشته شده و مردم با تاریخ نویسی هم در آن دوره و پیش از آن آشنا بودند.
گلستان نه تاریخ است، نه داستان تخیلی به سبک نظامی، نه متن عرفانی به سبک تذکره الاولیا و نه سفرنامه.
یکی از راه هایی که بتوانیم دیدگاه روشنی درباره گلستان پیدا کنیم، مراجعه به آثاری از آن دوره است که نشان می دهد تلقی مردم و ادیبان زمانه سعدی از ادبیات، نثر و شعر چیست؟
برای بررسی آثار سعدی باید از اصل "تلقی عصری از شعر یا متن ادبی" بهره برد، در هر عصر بر اساس انتظارات مردم یا طبقه ای از مردم از ادبیات، تلقی هایی از متن ادبی شکل می گیرد. ایدئولوژی ها و دیدگاه های سیاسی نیز مانند عوامل دیگر در ساختن این انتظارات و تلقی ها موثرند.
مراجعه به چنین آثاری برای دست یافتن به گفتمان های حاکم بر ادبیات آن دوره و تعیین جایگاه گلستان در آن منظومه و احتمالا انحراف معیارهای آن از موازینی که توافق تقریبی درباره آن وجود دارد، می تواند در کنار پژوهش های تطبیقی – تاریخی صرف برای روشن شدن بسیاری از حقایق به ما کمک کند.
از همین زاویه شاید باید دیباچه گلستان را نیز دوباره بخوانیم که سعدی درباره چگونگی فراهم آوردنش در آن سخن گفته است، به خصوص آن جا را که دلیل تصنیف گلستان را نزهت ناظران و فسحت حاضران می داند:
بامدادان که خاطر باز آمدن بر رای نشستن غالب آمد دیدمش دامنی گل و ریحان و سنبل و ضیمران فراهم آورده و رغبت شهر کرده گفتم گل بستان را چنانکه دانی بقایی و عهد گلستان را وفایی نباشد و حکما گفته اند هر چه نپاید دلبستگی را نشاید گفتا طریق چیست گفتم برای نزهت ناظران و فسحت حاضران کتاب گلستان توانم تصنیف کردن که باد خزان را بر ورق او دست تطاول نباشد و گردش زمان عیش ربیعش را بطیش خریف مبدل نکند.
سيماي زن در گلستان سعدي
قلمروي كه سعدي در مسافرت 35 ساله خود، اطراف و اكنافش را ديده و از آن تجربهها اندوخته است. زن در اين قلمرو چهرههاي مختلفي دارد و شخصيتهاي متفاوتي از وي ميتوان مشاهده كرد كه تقريبا همگي به نقش خانوادگي و روابط زن و مرد مربوط ميشود و از نقش اجتماعي زن بطور مستقيم نشاني ندارد؛ همانگونه كه در كتب اخلاق و در مباحث علماي اخلاق مرسوم بود و عرف جامعه اسلامي آن را پذيرفته، بنيانهاي اجتماعي را بر اساس آن شكل داده بود.
نظريات سعدي دربارةزن، كاملاً با ديد و شناخت عموميجامعه و مردم عصر او مطابقت دارد. مرحوم علامه جعفري اين نوع اصول و ارزشهاي تثبيت شده را كه فرهنگ عقيدتي، ديني جامعه آنها را پذيرفته، «حكمت جاريه» مينامد. اين اصول الزاماً و كاملاً منطبق بر حقايق ديني نيست، بلكه برخاسته از تلقي عمومي مردم از دين است.
بايد پذيرفت كه سعدي هم انساني از مردم روزگار خويش است و با منبع وحي و عصمت مرتبط نيست؛ لذا امكان خطا و اشتباه در او نيز هست. «ادوارد براون» خاورشناس انگليسي درتوجيه صفتهاي منفي موجود در آثار سعدي بحق گفته است كه آموزشهاي هر حكيم بزرگي، چون دريايي است كه بيگمان در گوشه و كنار آن، چيزهاي ناخوشايند و موجودات زيانبخش نيز ميتوان يافت، ولي آنهمه در برابر بيكرانگي، ژرفا،پاكي و سرشاري دريا چيزي نيست.
نبايد انتظار داشت كه آثار سعدي همه نيكي و نيكويي و جلوه جمال وجود باشد. همچنانكه عالم واقع، داراي فراز و نشيب و ضعف و كاستي است، آثار سعدي هم كه آينه اين عالم است، عاري از نقصهاي مزبور نيست. بديهي است كه تنها عالم خيال را ميتوان پيراسته از هر عيب و آراسته به هر كمال يافت. از اين رو در نظاره آثار سعدي بايد آماده ديدن تصاوير مختلف و حتي متناقض بود.
یکی از بحث هایی که اتفاقا از سالیان دور تا همین امروز درباره سعدی همواره مورد بحث بوده، دیدگاه های اخلاقی اوست. نگاه او به زنان یکی از این بحث هاست، اما در نقد اخلاقی سعدی همواره می توان به تناقض هایی آشتی ناپذیر رسید. مثلا درباره زنان چگونه می توان میان گلستان و غزلیاتش آشتی قایل شد که در یکی زن تا مقام خدایی بالا رفته است و در دیگری فرو افتاده است؟
اساس گلستان بر تهذيب و تربيت نفس نهاده شده و هر باب آن مجوعه اي حكايت تشكيل يافته است. نثر سعدي در پايه و بنياد مانند شعر او ساده اما همراه با فصاحتي اعجازآميز و اعجاب انگيز است. نثري است زيبا، جذاب، شيرين، دلچسب، آموزنده و سرگرم كننده. نثري است سهل و ساده كه در كمال سادگي و سهولت هر نوع صنعت و آرايشي را كه نويسنده خواسته است به خوبي برتافته است. شعرهايي كه در بين عبارت ها خواه در گلستان و خواه در ديگر آثار منثور او افزوده شده است تنها به قصد تزيين و خارج از موضوع كلام شيخ نيست، بلكه ادامه مطلبي است كه در نثر آن را بيان كرده است.
گلستان هشت باب دارد، در سيرت پادشاهان، در اخلاق درويشان، در فضيلت قناعت، در فوايد خاموشي، در عشق و جواني، در ضعف و پيري، در تاثير تربيت و در آداب صحبت.
طبق بررسي هاي انجام شده در گلستان تقريبا شش گونه تصوير از زن وجود دارد: 1-مادر 2- زن و عدم رضايت از شوهر3- زن بد و مكار4- زن و همسر پير 5- زن زشت و زيبا 6- مشورت با زن، در ادامه به مواردي پرداخته شده است:
تفسیر حکایات گلستان سعدی با موضوع زنان
* * * *
حکايت
توجه به زيبايي
چنانكه سعدي نشان ميدهد نخستين و يكي از مهمترين ملاكهاي انتخاب همسر در جامعه او، زيبايي و خوبرويي بوده است. اين ملاك هم از جانب مردان مهم شمرده ميشد و هم از سوي زنان. از سوی دیگر ازدواج دختران یشتر تحت تاثیر نظر پدران آنها انجام می شده است که در داستان اول به طور ضمنی بیان شده است.
آورده اند که فقيهی دختری داشت بغايت زشت ، به جای زنان رسيده و با وجود جهاز و نعمت کسی در مناکحت او رغبت نمی نمود.
زشت باشد ديبقى و ديبا
كه بود بر عروس نازيبا
فی الجمله بحکم ضرورت عقد نکاحش با ضريری بستند . آورده اند که حکيمی در آن تاريخ از سرنديب آمده بود که ديده ی نابينا روشن همی کرد. فقيه را گفتند : داماد را چرا علاج نکنی ؟ گفت : ترسم که بينا شود و دخترم را طلاق دهد ، شوی زن زشتروی ، نابينا به .
* * * *
حکايت
تفاوت سني در ازدواج مسئله اي بسيار مهم است و در پيدايش اختلافات بي تاثير نيست. در گذشته به اين مسئله چندان توجهي نمي شد. اما امروزه اهميت فراوان يافته و پژوهشگران بسياري به آن پرداخته اند. سعدي نيز به اين موضوع پرداخته و بسيار ماهرانه آن را در داستان بالا بيان كرده است. از سوی دیگر از لحاظ ویژگی در نظر عامه پیرمردان را افتاده و باتجربه و مهربان وآرمیده و جهان دیده معرفی می کند اما جوان را جاهل وهوسبازو خیره سر معرفی می کند.
پيرمردی حکايت کند که دختری خواسته بود و حجره به گل آراسته و به خلوت با او نشسته و ديده و دل در او بسته و شبهای دراز نخفتی و بذله ها ولطيفه ها گفتی ، باشد که موانست پذيرد و وحشت نگيرد . از جمله می گفتم : بخت بلندت يار بود و چشم بخت بيدار که به صحبت پيری افتادی پخته ،پرورده ، جهانديده ، آرميده ، گرم و سرد چشيده ، نيک و بد آزموده که حق صحبت می داند و شرط مودت بجای آورد ، مشفق و مهربان ، خوش طبع و شيرين زبان .
تا توانم دلت به دست آرم
ور بيازاريم نيازارم
ور چو طوطى ، شكر بود خورشت
جان شيرين فداى پرورشت
نه گرفتار آمدی به دست جوانی معجب ، خيره رای سرتيز ، سبک پای که هر دم هوسی پزد و هر لحظه رايی زند و هر شب جايی خسبد و هر روز ياری گيرد .
وفادارى مدار از بلبلان ، چشم
كه هر دم بر گلى ديگر سرايند
خلاف پيران که به عقل و ادب زندگانی کنند نه بمقتضای جهل جوانی.
ز خود بهترى جوى و فرصت شمار
كه با چون خودى گم كنى روزگار
گفت : چندين برين نمط بگفتم که گمان بردم که دلش برقيد من آمد و صيد من شد . ناگه نفسی سرد از سر درد برآورد و گفت : چندين سخن که بگفتی در ترازوی عقل من وزن آن سخن ندارد که وقتی شنيدم از قابله خويش که گفت : زن جوان را اگر تيری در پهلو نشيند ، به که پيری .
زن كز بر مرد، بى رضا برخيزد
بس فتنه و جنگ از آن سرا برخيزد
فی الجمله امکان موفقت نبود و به مفارقت انجاميد . چون مدت عدت برآمد نکاحش بستند با جوانی تند و ترشروی ، تهيدست ، بدخوی ، جور و جفا می ديد و رنج و عنا می کشيد و شکر نعمت حق همچنان می گفت که الحمدلله که ازان عذاب برهيدم و بدين نعيم مقيم برسيدم .
با اين همه جور و تندخويى
بارت بكشم كه خوبرويى
با تو مرا سوختن اندر عذاب
به كه شدن با دگرى در بهشت
بوى پياز از دهن خوبروى
نغز برآيد كه گل از دست زشت
* * * *
حکايت
سعدی دور شدن مرد از محیط خانه و عدم توجه به همسر را موجب تباهی زن می داند و قبل از هر کاری حفظ بنیان خانواده را محترم می شمارد .در حقیقت بی وفا بودن را از خصلت زنانه می شمارد که سهل انگاری در این زمینه نابودی به ارمغان می آورد.
منجمی به خانه درآمد ، يکی مرد بيگانه را ديد با زن او بهم نشسته . دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست . صاحبدلی که برين واقف بود گفت:
تو بر اوج فلك چه دانى چيست ؟
كه ندانى كه در سرايت كيست ؟!
* * * *
حکايت
ناسازگاري داماد و مادرزن سابقة ديرينه دارد. سعدي در اين خصوص حكايتي آورده و مادر زن را با «مار« و «خار» مقايسه كرده است. هم چنین مادر زن را به عنوان دشمن دیدن معرفی می کند.
يکی را زنی صاحب جمال جوان درگذشت و مادر زن فرتوت بعلت کابين در خانه متمکن بماند و مرد از محاورت او بجان رنجيدی و از مجاورت او چاره نديدی تا گروهی آشنايان به پرسيدن آمدندش .
يکی گفتا : چگونه ای در مفارقت يار عزيز ؟ گفت : ناديدن زن بر من چنان دشخوار نيست که ديدن مادر زن .
گل به تاراج رفت و خار بماند
گنج برداشتند و مار بماند
ديده بر تارك سنان ديدن
خوشتر از روى دشمنان ديدن
واجب است از هزار دوست بريد
تا يكى دشمنت نبايد ديد
* * * *
حکايت
سعدی مقام مادر را می ستاید و در نکو داشت مقام مادر بس سخنان دارد. در شعر سعدي، مادر، پند آموز فرزندان، بخصوص دختران است و رموز زندگي چون صرفهجويي در روز آساني و توشه نهادن از بهر تنگدستي و در دنيا به فكر آخرت بودن را به ايشان ميآموزد. از ديدگاه سعدي، وجود مادر نعمت الهي است كه بايد شكر آن را به جاي آوري، وگرنه با كوران برابري. اما در هميشه تاريخ، جواناني يافت ميشدهاند كه قدر مادر، نيكو نميدانستند و كودكي خويش و زحمات او را فراموش ميكردند. گويا خود سعدي هم ـ خدايش بيامرزدـ روزي به جهل جواني بانگ بر مادر زده و سبب شده كه او دل آزرده به كنجي نشيند و گريان همىگويد : «مگر خردي فراموش كردي كه درشتي ميكني؟»
تربيت صحيح فرزند باعث پيشرفت و خوشبختي آنهاست. در باب هفتم گلستان در مورد تاثير تربيت چنين آمده است: دل من بر صدق گواهي مي دهد و جز چنين نتوان بودن. در حالت خردي با مادر و پدر چنين معاملت كرده اند لاجرم در بزرگي چنين مقبولند و محبوب. در باب آداب صحبت نيز از مادر چنين نقل شده است:
بس قامت خوش كه زير چادر باشد چون بازكني مادر مادر باشد
وقتی به جهل جوانی بانگ بر مادر زدم ، دل آزرده به کنجی نشست و گريان همی گفت : مگر خردی فراموش کردی که درشتی می کنی .
چه خوش گفت : زالى به فرزند خويش
چو ديدش پلنگ افكن و پيل تن
گر از خرديت ياد آمدى
كه بيچاره بودى در آغوش من
نكردى در اين روز بر من جفا
كه تو شير مردى و من پيرزن
* * * *
حکايت
از آثار سعدي چنين برميآيد كه كفو بودن زن و مرد در زندگي زناشويي آن روزگار چندان مورد توجه قرار نميگرفته است. البته اين امر، طبيعت بشري را نميتوانست تغيير دهد. البته پيراني هم از عواقب كفونبودن آگاه بودند و تن به چنين ازدواجي نميدادند. سعدي در اين زمينه حكايتي دارد كه در عين حال نشان ميدهد ناديده گرفتن تناسب سنّي زن و مرد، چهبسا از مكنت و ثروت مرد ناشي شده است.
پيرمردی را گفتند : چرا زن نکنی ؟ گفت : با پيرزنانم عيشی نباشد . گفتند : جوانی بخواه ، چون مکنت داری . گفت : مرا که پيرم با پيرزنان الفت نيست پس او را که جوان باشد با من که پيرم چه دوستی صورت بندد ؟
* * * *
حکايت
از دیر باز به دنیا آوردن پسر برای خانواده مهم بوده است. تا جایی که به دنیا آوردن پسر توسط زن برای او جایگاهی بهتر ازقبل فراهم کرده و در صورت به دنیا آوردن دخترجایگاه زن نیز رو به تنزل می رفت. سعدی در حکایت بعدی به این موضوع رایج زمان پرداخته و در ادامه به نتیجه چنین خواستی می پردازد واز عواقب آن آگاهی می دهد.
فقيره درويشی حامله بود ، مدت حمل بسر آورده و مرين درويش را همه عمر فرزند نيامده بود ، گفت : اگر خدای عزوجل مرا پسری دهد جزين خرقه که پوشيده دارم هر چه ملک من است ايثار درويشان کنم . اتفاقا پسر آورد و سفره درويشان بموجب شرط بنهاد . پس از چند سالی که از سفر شام بازآمدم به محلت آن دوست برگذشتم و از چگونگی حالش خبر پرسيدم ، گفتند ، به زندان شحنه درست.
سبب پرسيدم، کسی گفت : پسرش خمر خورده است و عربده کرده است و خون کسی ريخته و خود از ميان گريخته . پدر را بعلت او سلسله در نای است و بند گران بر پای . گفتم : اين بلا را بحاجت از خدای عزوجل خواسته است .
زنان باردار، اى مرد هشيار
اگر وقت ولادت مار زايند
از آن بهتر به نزديك خردمند
كه فرزندان ناهموار زايند
* * * *
در قسمتهایی از گلستان سعدی نتیجه مشورت با زنان راتباهی می داند. .» او به ذكر دليل اين امر نميپردازد، اما «خواجه نصير الدين طوسي»، حكيم معاصر او، معتقد است كه در مصالح كلي نبايد با زن مشورت كرد؛ زيرا انديشههاي نادرست و نقصان تشخيص او موجب آفات بسيار خواهد بود.
رفتاری عقل را به دست نفس مانند گرفتار شدن مرد به دست زن گریز رای می داند. از صفات دیگر زنان بی مروتی است که می گوید مردی که مروت ندارد زن می باشد و از مردانگی به دور است. موضوع دیگردر نوشته های سعدی آن است که علیرغم تعاليم متعالي اسلام، سده هاي طولاني در تفكر مسلمانان، زن موجود درجه دوم و كم ارزشتر از مرد تلقي ميشده است. شايد موارد فراواني يافت نشود كه اين مطلب با صراحت و در مقولة مستقل مقايسة ارزش وجودي زن و مرد بيان شده باشد، اما در لايههاي پنهان ضمير اشخاص، برتري مرد امري كاملاً مقبول و پذيرفته بود. حتي در گفتگوهاي عادي امروز هم فراوان شنيده ميشود كه مثلاً اگر فلان كار را بكنم كمتر از زن هستم، يا اگر فلان كار را بكنم مرد نيستم. سعدي ميگويد:
مرد و زن گر به جفا كردن من برخيزند
گر بگردم ز وفاي تو، نه مردم كه زنم
گر به مراد من روي ور نروي تو حاكمي
من به خلاف رأي تو گرنفسي زنم،زنم
پذيرفتن اين اصل كه مرد برتر از زن است، گاه سبب استدلالهايي شده كه در وهله اول به نظر ميرسد در مدح و ستايش زنان ميباشد، اما چون نيك بنگري، چيزي جز اثبات ضعف وجودي آنان نيست.
* * * *
مشورت با زنان تباه است و سخاوت با مفسدان گناه .
* * * *
دوستی را که به عمری فراچنگ آرند نشايد که به يک دم بيازارند .
سنگی به چند سال شود لعل پاره ای
زنهار تا به يک نفسش نشکنی به سنگ
عقل در دست نفس چنان گرفتار است که مرد عاجز با زن گربز رای . رای بی قوت مکر و فسون است و قوت بی رای ، جهل و جنون .
تميز بايد و تدبير و عقل وانگه ملک
که ملک و دولت نادان سلاح جنگ خداست
* * * *
مرد بی مروت زن است و عابد با طمع رهزن .
ای بناموس کرده جامه سپيد
منابع
کلیات سعدی محمد علی فروغی
سروش بانوان ،شماره 26 ،فریبا احمدیان
مجله ایران شناسی
زن در آينه شعر فارسی (شيخ مصلح الدين سعدي) نويسنده: دكتر اكرم جودي نعمتي
سایت شورای گسترش زبان و ادبیات فارسی
و سایت های مختلف اینترنتی

رها جانفزا
said:
|
kنقش زن در گلستان تشكر از مطالب مفيدتون.خواهشمندم اگر مطالبي ديگر با اين عنوان داشتيد براي من بفرستيد. |
|




