زن در اسلام

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
  • موضوع:زن در اسلام
  • استاد : دكتر بزرگ نژاد
  •  نگارنده: زهرا عرب

 

  • مقدمه
  • فصل اول: نقش زن در محدوة خانواده
  • ارکان خانواده        الف. زن             ب. مرد           ج. فرزند
  • کارکردهای خانواده
  • فصل دوم: نقش تکامل معنوی زن در توسعه اجتماعی
  • فصل سوم: نقش زنان و مشارکت آنان در امور سیاسی
  • اصل جواز مشارکت سیاسی و فعالیت زنان در این زمینه از دیدگاه شرع مقدس اسلام؛
  • حدود و نحوه مشارکت سیاسی زنان در جامعه اسلامی؛
  • بررسی بعضی از مهمترین مصادیق این مشارکت که عبارتند از:
  • الف. ولایت و رهبری(تصدی مقام رهبری از سوی زنان)؛شش
  • ب. قضاوت(تصدی مشاغل قضایی از سوی زنان)؛
  • ج. وکالت سیاسی یا نمایندگی در مجلس شورای اسلامی
  • نظریات مخالفین
  • نظریات موافقین
  • نتیجه نهایی
  • نقش منفی زنان سیاستمدار
  • فصل چهارم: نقش زن در اقتصاد
  • فصل پنجم: زنان در مدیریت
  • مقدمه
  • سقف شیشه ای
  • نگرشهای مختلف در مورد مدیریت زنان
  • توصیه های سازمانی و فردی
  • نتیجه گیری

 

 

 

  • مقدمه
  • بدون تردید زنان دارای نقش و جایگاه مهمی در جامعه بشری بوده و یکی از دو رکن اصلی خلقت می باشند. از همین رو بنده تصمیم گرفتم تا در حوزه مطالعات زنان به بررسی و تحلیل فعالیتها و نقش آفرینی های زن ایرانی در خانواده، اجتماع، سیاست و اقتصاد و مدیریت بپردازم.
  • در ابتدا می خواهم نقش زن را در محدوده خانواده بررسی کنم زیرا بر این اعتقادم که خانواده، نخستین سنگ بنای اجتماع، طبیعی ترین نظام اجتماعی و همزاد انسان شمرده می شود و جامعه بشری بدون خانواده برپا نمانده و به تکامل نمی رسد. پس اگر بخواهیم جامعه ای پویا و رشد یافته داشته باشیم، در ابتدا باید خانواده های موفّق و سالم داشته باشیم.
  • نقش زنان در محدوده خانواده
  • محیط خانواده همچون سرزمین حاصلخیزی است که فزندان همچون گلهای شادابی در آن می رویند. به عقیده برخی از اندیشه وران سعادت و یا شقاوت فرزند به نوع خانواده مربوط است. در نگاه جامع اسلام به مسئله زن، مسئولیت اداره و پیشرفت جامعه و کشور به عهده همه افراد اعم از زن و مرد است اما مهمترین مسئولیت و نقش زنان ، در هر سطحی از توانائی و فعالیت اجتماعی، نقش بسیار مهم آنان در خانواده است. تأکید اسلام بر اهمیت بی نظیر نقش زن در خانواده، به هیچ وجه به معنای مخالفت با حضور زنان در عرصه های مختلف نیست بلکه به معنای اصالت و اولویت «نقش مادری و همسری» در مقابل دیگر فعالیت ها و نقش هاست چرا که «بقا و رشد و تعالی» بشر و حفظ آرامش و سلامت جامعه در گرو تحقّق این نقش است. از دید اسلام «زن بودن» ، اصالتاً نوعی ارزش استو زنان و مردان در آفرینش حکیمانه الهی، هر کدام جایگاه طبیعت و نقش خاصی دارند. نگاه ابزاری غربیها به زنان، ظلم به جامعه بشری و خیانتی بزرگ به حقوق زنان برشمرده می شود. زن، بخش زیبا، لطیف و مستور آفرینش است و بزرگترین گناهی که غربیها باید پاسخگوی آن باشند این است که زن را در حد وسیله ای برای «تبلیغات کالا، پول درآوردن بیشتر و ارضای (بی نظم و قانون) مسائل جنسی» تنزل داده اند و از این طریق جوامع بشری را به دردهای غیرقابل علاجی مبتلا کرده اند.
  • ارکان خانواده
  • رکن اصلی خانواده، زن و شوهرند که با زناشویی و قرارداد و آئین شرعی و قانونی، پیوند زندگی مشترک را می بندند، اما با ورود فرزندان، می توان گفت که خانواده، تغییر شکل مفهومی یافته و نقش فرزندان پس از آن در کنار والدین قرار می گیرد و حقوق و وظایف و کارکردهای جدیدی را در خانواده، ایجاد می کند.
  • به طور کلی می توان سه نقطه بررسی را در خانواده در نظر گرفت: زن، شوهر و فرزند.
  • الف- زن: با وجودی که قدرت بدنی، اقتصادی و اجتماعی مرد در خانواده به او نقش اول مدیریت را داده ولی در بررسی دقیق و حذف این عوامل دیده می شود که زن عملاً نقش و قدرت بیشتری را داراست. هر چند که در عرفها و حقوق گوناگون ملل و نظامهای حقوقی این نقش فراز و نشیب هایی داشته است. تفوق اداری مرد، از نظر اسلام، فقط وظایف او را سنگینتر می سازد و از نظر مقررات اسلامی نمی تواند تفوق واقعی و ارزشی برای مرد بیاورد بلکه او به سبب مسئولیت سنگین خود، قهراً حتی مزایای کمتری نسبت به زن در زندگی می یابد و اگر به حکم اسلامی، مسئولیت های اخلاقی مرد را به مسئولیت های قانونی او بیافزائیم، نتیجه آن از خود گذشتگی مرد به نفع اعضای خانواده و از جمله زن خواهد بود. می دانیم که قانون نمی تواند به دقت در داخل خانواده نظارت داشته باشدو در بسیاری از موارد عملاً سوء استفاده مرد علیرغم قوانین، ستمکاری به زن ادامه می یابد و چون بیشترین ضمانت اجرای مسئولیت مرد، ایمان او به خدا و اسلام است، از اینرو حسن روابط مرد با زن در داخل خانواده بستگی مستقیم به ایمان و باورهای دینی و درجه اخلاقی بودن او دارد. کارکردهای زن از قبیل: تولید نسل، پرورش بدنی(حضانت)، پرورش روحی کودک، پرستاری، تأمین آرامش خانواده، انتقال فرهنگ و زبان، تیمار روحی مرد، اقتصاد خانواده و مانند اینها کارکردهای بسیار مهم و حیاتی است که تنها از زن برمی آید.
  • ب- مرد: بر خلاف آنچه معروف است رویهمرفته، مرد، رکن نخستین خانواده نیست، گرچه موقعیت وی در خانواده اهمیت دارد زیرا در بیشتر عرفها و جوامع، اداره اقتصادی خانواده از محل درآمد و دارائی اوست، دفاع و حفظ امنیت، بر دوش اوست و برویهم نقش انفعالی مرد، کمتر از زن است اما در عمل، مرد به سبب همین چند امتیاز طبیعی، در دنیای کنونی معمولاً مسئولیت اصلی اداره معاش خانواده و جامعه را بر عهده می گیرد.
  • اسلام نیز برای مرد این کارکردها و مسئولیت ها را پذیرفته است و مهمترین کارکردهای مرد عبارت است از:

-         تأمین و اداره اقتصادی خانواده: پرداخت هزینه خوراک زن و فرزندان(نفقه)، جامعه و نیازهای مانند آن، مسکن، درمان و بهداشت، نیازهای رفاهی و روحی و مانند اینها همه قانوناً بر عهده پدر خانواده است. این هزینه را اسلام به دودسته «ضروریات» و «نیازهای درجه دو» تقسیم می کند که بخش اول، جزء حقوق مسلم قانونی زن و فرزند و اعضای خانواده است و ترک آن علاوه بر غضب خداوند، دارای ضمانت اجراهای قانونی و قضایی است. بخش دوم را حقوقدانان مسلمان، مستحبات می نامند و اگرچه ترک آن، ضمانت اجرایی قضایی ندارد ولی کاملاً ترجیخ داردو به هر حال مرد برای آنکه بتواند این هزینه ها را بپردازد بایستی دارای کار و درآمد باشد و از اینرو «کار» برای مرد در اسلام، واجب شرعی است و کار اضافه، برای تأمین نیازهای درجه دوم رفاهی، ستوده(مستحب) است.

-         امنیت خانواده: مرد به سبب بدن قوی و روحیه مناسب رای درگیری، موظف به دفاع از خانواده شده است.

-         تربیت اجتماعی کودک: در بیشتر جوامع، پدر بیشتر از مادر، عهده دار تربیت فرزندان بویژه پسران برای ورود به اجتماع است.

-         اداره اجتماع: همانگونه که در حکمت عملی،‌«تدبیر منزل»بیشتر به عهده زن است،«سیاست مدن» یا تدبیر امور کشور و عمران آن و اداره جامعه مدنی، در مواردی بیشتر بر عهده مرد گذاشته شده و در جامعه شناسی خانواده نیز می توان سهم مرد را بیشتر به وظایف بیرون از خانواده یعنی جامعه دانست.

  • ج- فرزند: با ورود فرزند به دایره خانواده، حقوقی جدید به وجود می آید و تکالیف و کارکردهایی جدید برای پدر و مادر نیز متولد می شود که بایستی جزء کارکردهای خانواده به حساب آید مانند حراست از تن و جان و بهداشت و سلامت کودک و نیز پرورش روانی و فکری کودک مانند آموزش دانش و سواد و خط و علوم و فنون لازم و اخلاق، آداب زندگی خانوادگی و اجتماعی و از همه مهمتر در ادیانی مانند اسلام که دانش و کار و اخلاق و آداب زندگی و ایدئولوژی و کار نیک از این جدا نیست و جزء آداب دینی و عبادت شمرده و سبب رضای خداوند می شود، آشناسازی فرزندان با دین و آئین الهی است.
  • کارکرد خانواده:
  • کارکردهای خانواده عبارتند از:
  • حفظ نسل
  • انتقال تجربه
  • پرورش روحی و فکری فرزندان
  • انتقال فرهنگ و زبان
  • ایجاد آرامش روانی
  • ساختن جامعه ای سالم و نیرومند
  • هدایت غریزه و نیاز جنسی
  • از مسائل مهم دیگر که در زمان حاضر به ویژه در نهضت انقلاب اسلامی دارای اهمیتی بیش از پیش شده است، مسئله حقوق زن و بررسی جنبه های مختلف فعالیت های او خصوصاً در زمینه امور اجتماعی می باشد.
  • نقش تکامل معنوی زن در توسعة اجتماعی
  • اصولاً قبل از اسلام، زن وضع رقت بار و اسف باری داشت و تقریباً از همه چیز محروم بود. اسلام به زن حق زندگی، حق رفاه و آسایش، حق تعلیم و تعلم، حق مالکیت، حق مزد در برابر کار، حق شکایت از مرد، حق دفاع از حقوق خود، حق شرکت در امور اجتماعی و حق ... عطا فرمود و در زمینه های مذکور هیچ گونه امتیاز و برتری برای مردان نسبت به زنان قائل نشد زیرا در نگاه اسلام، زندگی انسانها دارای دو بال است، یکی زن و یکی مرد و بدون این دو بال نمی توان به سوی رشد و تکامل، در زندگی مادی و معنوی پرواز کرد.
  • پس زن و مرد مکمل یکدیگرند و به منزله دو رکن جامعه انسانی می باشند و هم یک واحد اجتماعی دارای کاربرد را تشکیل می دهند و آن را به سوی سعادت سوق می دهند.
  • البته به دلیل که طبق نظام خلقت بین این دو وجود دارد، در تکالیف آنها تفاوت هایی پدید می آید که زن و مرد باید آنها را رعایت کنند.
  • حضرت امام خمینی (ره) در این باره می فرمایند:
  • «...در بعضی از این موارد تفاوت هایی بین زن و مرد وجود دارد که به حیثیت آنها ارتباطی ندارد. مسائلی که منافات با حیثیت و شرافت زن ندارد، آزاد است.»
  • امروزه در نظام اسلامی ، زن مسلمان همانند مرد در جامعه نقش ایفا می کندو با اتکا بر قدرت و شایستگی و هوشمندی خود در کنار مسئولیت های خاص با حفظ شرافت، کرامت، عفاف و نجابت، در عرصه ها و فعالیت های مختلف اجتماعی مانند: آموزش و پرورش، آموزش عالی، بهداشت و درمان، ورزش، رادیو و تلویزیون، مناصب دولتی، مدیریت های قوه قضائیه، قوه مجریه، قانون های تصمیم گیری در سطح کشور، فعالیت در امور سیاسی و اقتصادی- چه خصوصی چه دولتی- حضور دارند.
  • زنان جامعه ما با ارائه لیاقت ها، شایستگی ها و توان مدیریتی خود می توانند به همه مناصب و مقام هایی که برای آنان مناسبت دارد، برسند و هرچه بیشتر در پیشرفت جامعه مناسب باشند.
  • تردیدی نیست که در قرآن کریم ، زن همسان و هم شأن مرد در بعد اقتصادی، سیاسی، علمی، فرهنگی و هنری شمرده شده است.
  • و اسلام زنان را همدوش مردان در عرصه های مادی، اقتصادی، اجتماعی، حقوقی، فرهنگی و هنری و... قرار داده است و بر تلاش ها و کوشش های آنان در ابعاد گوناگون زندگی، ارج نهاده است خداوند می فرماید:
  • «انی لا اضیع عمل عامل منکم من ذکراً و انثی بعضکم من بعض» من کارگزاری از شما را چه مرد و چه زن، بی مزد نمی گذارم.
  • «و من یعمل من الصالحات من ذکرا و انثی و هو مومن فاولئک یدخلون الی الجنه و یظلمون نقیرا» و کسانی که کارهای شایسته کنند- چه مرد باشد و چه زن در حالیکه مومن باشند، آنان داخل بهشت می شوند و به قدر گودی پشت خرمایی مورد ستم قرار نمی گیرند.
  • بنابراین از نگاه اسلام زنان همانند مردان می توانند از تمام مزایای زندگی اجتماعی برخوردار شوند.
  • زیرا در نظر اسلام، هیچ یک از اینها با هم تفاوتی ندارند، بلکه هر دو آزادند و مسئول اعمال نیک و بد خویشند.
  • همچنین امام خمینی(ره) در مورد نقش زن در اجتماع چنین می گویند:
  • ● زن نقش بزرگی در اجتماع دارد، زن مظهر تحقق آمال بشر است.
  • ● زن مربی انسان است.
  • ● از دامن زن مرد به معراج می رود.
  • ● زن یکتا موجودی است که می تواند از دامن خود،‌افرادی به جامعه تحویل دهد که از برکاتشان یک جامعه، بلکه جامعه ها به استقامت و ارزش های والای انسانی کشیده شوند.
  • ● نقش زن در جامعه بالاتر از نقش مرد است؛ برای اینکه زنان، بانوان، علاوه بر اینکه خودشان یک قشر فعال در همه ابعاد هستند، قشرهای فعال را در دامن خودشان تربیت می کنند.
  • ● بانوان رهبر نهضت ما هستند.
  • ● مردان ما مرهون شجاعت های شما زنان شیردل هستند.
  • ● اگر زنهای انسان ساز از ملتها گرفته بشود، ملتها به شکست و انحطاط خواهند رسید.
  • ● صلاح و فساد یک جامعه ، از صلاح و فساد زنان آن جامعه سرچشمه می گیرد.مسئله مهم دیگری که باید در اینجا قابل بررسی قرار دهیم مسئله حقوق زن و بررسی جنبه های مختلف فعالیت های او خصوصاً در زمینه امور سیاسی می باشد.
  • نقش زنان و مشارکت آنان در امور سیاسی
  • برای یک بررسی نسبتاً جامع در این زمینه، چند مقوله باید مطرح گردد:
  • اصل جواز مشارکت سیاسی و فعالیت زنان در این زمینه از دیدگاه شرع مقدس اسلام
  • حدود و نحوه مشارکت سیاسی زنان در جامعه اسلامی
  • بررسی بعضی از مهمترین مصادیق این مشارکت که عبارتند از:
  • الف: ولایت و رهبری(تصدی مقام رهبری از سوی زنان)
  • ب: قضاوت(تصدی مشاغل قضایی از سوی زنان)
  • ج: وکالت سیاسی یا نمایندگی در مجلس شورای اسلامی
  • حالا به طور اجمالی محورهای سه گانه فوق را مورد بحث و بررسی قرار می دهیم:
  • اصل جواز مشارکت سیاسی برای زنان و ادله آن
  • در این زمینه می توان به ادله ای از کتاب و سنت استناد نمود که به برخی از آنها شاره می شود:
  • الف- عهده دار بودن مسئولیت امر به معروف و نهی از منکر
  • توضیح اینکه مسئولیت مزبور به صراحت بر عهده مردان و زنان مسلمان قرار داده شده است. چه اینکه خداوند متعال در آیه 71 سوره توبه، این مقدار از ولایت را برای مردان و زنان مسلمان نسبت به یکدیگر ثابت دانسته که به امر به معروف و نهی از منکر یکدیگر بپردازند:«والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض یعمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» واضح است که یکی از مصادیق معروف و منکر، امور سیاسی هستند. یعنی معروف و منکر سیاسی.
  • بنابراین هر زن و مرد مسلمانی می تواند برادر و خواهر دینی خود را به انجام معروف سیاسی امر کند و از ارتکاب منکر سیاسی نهی نماید. ناگفته پیداست که تشخیص معروف و منکر در زمینه مسائل سیاسی نیز همچون دیگر مسائل بر اساس موازین اسلامی باید صورت گیرد.
  • ب- حدیث شریف پیامبر اکرم-صلی الله علیه و آله- که فرمود:«من اصبح و امسی و لم یهتم بامور المسلمین فلیس منهم». کسی که صبح و شام کند و به امور مسلمانان اهتمام نورزد، از آنان نیست.
  • امور مسلمانان بدون شک شامل امور سیاسی آنان نیز می شود. همچنین حدیث پیامبر- صلی الله علیه و آله- اطلاق دارد و زنان را هم در بر می گیرد چه اینکه فرمود«من اصبح و امسی»(کسی که صبح و شام کند) و نفرمود مردی که صبح و شام نماید. بنابر این نه تنها زن و مرد مسلمان می توانند نسبت به امور سیاسی یکدیگر توجه و اهتمام داشته باشند بلکه بر آنان لازم است که چنین باشند زیرا در غیر این صورت از زمره مسلمانان محسوب نخواهند شد.
  • ج- سیره معصومین-علیهم السلام- و یا روش دیگر مسلمانان که مورد تقریر معصومین-علیهم السلام- قرار گرفته است
  • از قسم نخست می توان به فعالیت سیاسی حضرت زهرا-سلام الله علیها- در احقاق حقوق پایمال شده همسر بزرگوارش علی-علیه السلام- اشاره نمود که چگونه بعد از ارتحال پیامبر اکرم-صلی الله علیه و آله- با علی-علیه السلام- شبها به خانه انصار و مجاهدین رفته، آنان را به حقایقی که خود شاهد آن بودند (در مورد تعیین امیرالمومنین- علیه السلام- به عنوان امام و خلیفه بعد از پیامبر- صلی الله علیه و آله- توسط خود آن حضرت در غدیر خم و دیگر مقاطع تاریخی) گواه می گرفتند و آنان برای یاری حق و استقرار نظام عدل اسلامی، کمک می طلبیدند.
  • همچنین می توان به سیره حضرت زینب-سلام الله علیها- اشاره نمود که اگر چه تصریح به عصمت او نشده ولی افعال او مورد تأیید امام معصوم-علیه السلام- قار داشت و حامل و دایع امامت از سوی امام حسین-علیه السلام- و واسطه انتقال آنها به امام سجاد-علیه السلام- بود. همان کسی که امام زین العابدین-علیه السلام- به صراحت در حقش فرمود: «انتِ بحمدالله عالمه غیر معلمه» ای عمه، تو بحمدالله عالمی هستی که در هیچ مکتبی زانو نزده ای و تعلیم ندیده ای یعنی علم تو از راه تعلیم و تعلم بدست نیامده بلکه از فیوضات خداوند متعال بر قلبت می باشد. تأثیر برجسته و بسیار مهم حضرت زینب-سلام الله علیها- در رساندن پیام واقعه کربلا بر کسی پوشیده نیست، به راستی که اگر او نبود با خطبه های عالمانه و آتشین خود در مقابل یزید و یزیدیان نمی ایستاد و حقانیت راه حسین-علیه الاسلام- را بر مردم جاهل و غفلت زده آن زمان نمایان نمی نمود، کربلا در تاریخ به فراموشی سپرده می شد.و قیام اباعبدالله-علیه السلام- به ثمر نمی نشست. بدینگونه بود که زینب علیها السلام که یکی از بزرگترین نمونه های فعالیت سیاسی زن مسلمان را به منصه ظهور گذاشت.
  • از میان زنان متعددیکه در صدر اسلام به فعالیت های سیاسی می پرداختند، می توان به سوده، زنی از پیروان راستین علی-علیه السلام- اشاره نمود که بنا بر گفته خود روزی در عهد فرمانداری امیرالمونین-علیه السلام- برای شکایت از کارگزار آن حضرت به نزد وی آمد در حالی که امیرالمومنین-علیه السلام- مشغول نماز بود. چون متوجه حضور سوده شدنماز خود را سریعتر به پایان رسانید و از او حاجتش را جویا شد، سوده عرضه داشت که کارگزار شما بر ما ستم می کند و وظایف خود را در قبال مردم به درستی انجام نمی دهد، اشک در چشمان علی-علیه السلام- حلقه زد، رو به آسمان نمود و عرض کرد خدایا تو می دانی که من به او دستور ظلم و ستم نداده ام، سپس بی درنگ نامه ای نوشت و در آن به کارگزار خود دستور داد که تا آمدن فرماندار بعدی کارها را بر عهده داشته باشد و پس از آمدن او، کارها را به او بسشپارد و خود راهی کوفه شود. امام علیه السلام نامه را مهر و موم نکرد و بدون تشریفات به دست سوده داد تا به کارگزار مزبور برساند.
  • چنانکه می بینیم در این قضیه، سوده که زنی همچون دیگر زنان مسلمان است به نمایندگی از سوی گروهی از مردم، به مداخله در یکی از مهمترین امور سیاسی که عزل و نصب فرماندار یک منطقه است،‌می پردازد و علی- علیه السلام- نیز به او اعتراض نمی کند که چرا تو چنین کاری را به عهده گرفتی و آیا مردی پیدا نمی شد که به جای تو برای انجام این کار اقدام کند؛ بلکه حضرت با تقریر خود بر کار سوده مهر تأیید می زند و علاوه بر آن مسئولیتی دیگر بر دوشش می گذارد یعنی مسئولیت رساندن نامه خلیفه بر حق مسلمین به کارگزار خطاکار با این حضرت به راحتی می توانست این وظیفه را بر دوش مردی از مردانش بگذارد.
  • د- یکی دیگر از موارد سیره معصومین-علیهم السلام- در این زمینه، بعثت پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- با زنان انصار قبل ازهجرت در عقبه دوم است و همچنین بیعت آن حضرت با زنان مسلمان در جریان صلح حدیبیه.
  • در هیچ یک از این دو مورد، پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- از بیعت با زنان خودداری نکرد در حالی که بدون شک خودداری آن حضرت از بیعت با زنان در فضای آن روز جامعه اسلامی عربستان(که هنوز ریشه های افکار جاهلیت و بی اعتنایی به زنان در آن دیده می شد) با هیچ گونه عکس العمل منفی مواجه نمی شد. یعنی اینکه جو آن روزگار، حضرت را به چنین کاری وانمی داشت، و معذلک پیامبر- صلی الله علیه و آله- خود مایل به انجام این کار بود.
  • نباید فراموش کرد که زمان صدر اسلام به گونه ای بود که از جهات مختلف، عرصه را برای فعالیت سیاسی زن محدود می کرد. از یک سو مسئله نبوت و آمدن دین جدید از سوی خداوند در آن زمان بود، که بسیاری از وقت و نیروی خود را صرف مقابله با دشمنان داخلی و خارجی نمود. به گونه ای که تعداد غزوات را (جنگ هایی که پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- خود در آنها حضور داشته اند) 28 عدد و تعداد سرایا را در حدود 80 عدد ذکر کرده اند یعنی به طور متوسط در هر سال از سالهای حضور مسلمین در مدینه ده جنگ (اعم از غزوه و سریه) بین مسلمانان و مشرکان در می گرفته است.
  • از سوی دیگر زمینه افکار جاهلی اعراب در مورد زنان بود که در میان بسیاری از تازه مسلمانان، پابرجا مانده بود، افکاری که نه تنها به زن اجازه بسیاری از فعالیت های سیاسی و اجتماعی را نمی داد بلکه اصولاً به چشم یک انسان کامل به او نمی نگریست و او را بیشتر یک شیء می دانست تا یک انسان.
  • با توجه به این نکات جواب اشکالی که گاهی در این زمینه مطرح می گردد، دانسته می شود. توضیح اینکه: گاهی گفته می شود اگر واقعاً از دیدگاه اسلام، فعالیت سیاسی برای زنان جایز باشد، می بایست پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- شخصی از بین زنان را برای تصدی چنین اموری می گماشت و بدین وسیله با تفکر جاهلی موجود در آن زمان مبنی بر فعالیت سیاسی زنان، مبارزه می کرد، همانطور که حضرت- صلی الله علیه و آله- برای از بین بردن یک تفکر جاهلی که ازدواج یک مرد با همسر مطلقه پسر خوانده اش را جایز نمی دانستند، خود با زینب که همسر زید پسر خوانده آن حضرت بود پس از آنکه از شوهرش طلاق گرفت، ازدواج نمود، ازدواجی که به فرمان خدا صورت گرفت و هدف از آن، نابود کردن یک سنت جاهلی بود. چنانکه آیه شریفه قرآن به صراحت در این مورد می فرماید:«فلما قضی زید منها و طرا زوجنا کها لکیلا یکون علی المومنین حرج فی ازواج ادعیائهم اذا قضوا منهن وطرا».
  • پاسخ این سئوال آن است که مردم صدر اسلام قبل از نزول آیه فوق و ازدواج پیامبر- صلی الله علیه و آله- با زینب بنت حجش، معتقد بودند که اعتقاد یک مرد با همسر مطلقه پسر خوانده اش حرام است. همچنین ازدواج یک مرد آزاد و صاحب شأن را با زن مطلقه مردی که سابقه بردگی داشته (مانند زید که برده پیامبر- صلی الله علیه و آله- بود و حضرت او را آزاد کرد) امری خلاف عرف و ناپسند می دانستند.
  • در این چنین وضعیتی که مردم مسلمان یک عمل جایز را به غلط حرام می پندارند، آنهم در نکاح که مهمترین مسائل زندگی اجتماعی بشر است اگر پیامبر- صلی الله علیه و آله- در مقابل آنان عکس العمل نشان نمی داد، موجب تأیید و امضای روش نادرست آنان می شد و یا حداقل آنان سکوت پیامبر- صلی الله علیه و آله- را نشانه تأیید سیره خود می پنداشتند و بدین ترتیب که حلال الهی، حرام تلقی می شد و رسالت پیامبر- صلی الله علیه و آله- به طور کامل و تمام ابلاغ نمی گشت و دین، ناقص می گردید. لذا برای جلوگیری از تحقق چنین نتایج فاسد و زیانباری پیامبر- صلی الله علیه و آله- مأمور از بین بردن تفکر جاهلی مزبور گردید. در حالی که با دقت در مسئله فعالیت سیاسی زنان در می یابیم که مردم مسلمان در صدر اسلام آن را حرام نمی دانستند چرا که در همان زمان، برخی از زنان مسلمان به چنین فعالیت هایی می پرداختند (که بعضی از مصادیق آن اشاره شد) و مورد انکار دیگر مسلمانان واقع نمی شدند.نتیجه آن که در این مورد، خطر تحریف حکم الهی و عدم تبلیغ دین وجود نداشت به گونه ای که پیامبر- صلی الله علیه و آله- را مجبور به نشان دادن عکس العملی همچون مسئله ازدواج با زینب بنماید، حداکثر این بود که شبهه ضعیفی در اذهان بعضی از مسلمانان ناآگاه نسبت به این مسئله وجود داشته باشد و بدون شک برای از بین بردن این شبهه، سیره معصومین-علیهم السلام- و تقریر آنان و ادله ای که پیش از آن آوردیم، کاملاً کافی بود و لذا نیازی به به برخورد مستقیم پیامبر- صلی الله علیه و آله- نبود.
  • حدود و نحوه مشارکت سیاسی زنان در جامعه اسلامی
  • برای تبیین صحیح حدود و نحوه مشارکت سیاسی زنان در جامعه اسلامی باید به یک سلسله اصول محوری توجه نموده بر اساس آنها الگویی اسلامی و همه جانبه برای رفتار سیاسی زن مسلمان ترسیم نمود. در ذیل به مهمترین این اصول اشاره می گردد:
  • الف- اصل تفاوت های طبیعی زن و مرد بر اساس نظام احسن خلقت
  • بر هیچ انسانی پوشیده نیست که مرد و زن از نظر تکوینی و خصوصیات بدنی و روحیه ای(نه روحی) یعنی عواطف و احساسات با یکدیگر فرق دارند. مردان نوعاً از نظر جسمانی قویتر از زنان بوده دارای روحیه ای خشن می باشند در حالی که زنان بطور معمول ضعیفتر از مردان(در قوای بدنی) هستند و دارای احساسات و عواطف بیشتری می باشند.
  • عدالت، مقتضی آن است که چنین تفاوتی(که تکوینی است) در عالم تشریع نیز لحاظ گردد. بدین معنی که برای هر یک از دو جنس، وظایف و حقوقی که مقتضیات جسم و روحیه آنان است مشخص گردد و چون از حیث تکوینی با یکدیگر متفاوتند پس حتماً از نظر تشریعی نیز متفاوت خواهند بود. در نظر نگرفتن اختلافات تکوینی بین زن و مرد، خلاف عدالت بوده و با نظام احسن خلقت که قرآن به آن تصریح نموده است، منافات دارد: خلق السموات والارض بالحق و صورکم فاحسن صورکم و الیه المصیر(تغابن/3) آسمان و زمین را به حق آفرید و شما را تصویر کرد تصویری زیبا و دلپذیر و سرانجام همه به سوی اوست.
  • همچنین در روایات متعددی به ارزش زیربنایی عدالت در نظام اسلامی و ابتنای کلیه قوانین و مقررات بر پایه عدل تصریح شده است. مانند: العدل حیات الاحکام، العدل نظام الامره(عدل نظام حکومت است)و العدل اقوی اساس(عدل قویترین بنیان است) که همگی از علی-علیه السلام- روایت شده است.
  • ب- اصل نیاز متقابل: زن و مرد مکمل یکدیگرند
  • این مسئله از نکان مهمی است که قرآن مجید بر آن تکیه دارد،‌ زن و مرد تکمیل کننده یکدیگرند و هیچ یک بدون دیگری کامل نیست خانواده که بنیادی ترین هسته تمام نظام های اجتماعی است از زن و مرد تشکیل می شود بنابراین نمی توان یکی را طفیلی دیگر دانست چه اینکه هیچ یک به تنهایی قادر به پدید آوردن جامعه انسانی نیست، به همین جهت است که خداوند متعال بین این دو جنس یک کشش و تمایا طبیعی قرار داده است و میان آن دو مودّت و رحمت برقرار ساخته و اینچنین است که مرد در کنار همسر خود آرامش می یابد و این از نشانه های خداوندی است.
  • و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه(روم/21) و از نشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودت و رحمت قرار داد. این دو جنس به یکدیگر محتاجند، نیاز زن را مرد برطرف می کند و حاجت مرد را زن برآورده می سازد. زن و مرد لباس یکدیگرند و مایه زینت و حفظ هم هستند چنانکه قرآن مجید می فرمایند: هن لباس لکم و انتم لباس لهن(بقره/187)
  • ج- اصل محوری بودن خانواده و تربیت فرزندان
  • از مهمترین اصول نظام اجتماع اسلامی، اصل محوری بودن خانواده و تربیت فرزندان در یک فضای آکنده از اخلاق و محبت اسلامی می باشد. اهمیت این موضوع تا آن جاست که به تصریح برخی از روایات، بالاترین نعمت برای یک مرد پس از نعمت اسلام و مسلمان بودن، داشتن یک همسر صالح است. همسر مسلمانی که مایه سرور شوهرش بوده و از او در راه رضای خدا و در راستای تکالیف شرعی پیروی کند و با پاکدامنی، حافظ اموال شوهرش در غیاب وی باشد؛ همانگونه که پیامبر اسلام- صلی الله علیه و آله- می فرماید: ما استفاد امرو مسلم فائده بعد الاسلام افضل من زوجه مسلمه تسره اذا نظر الیها و تطیعه اذا امرها و تحفظه اذا غاب عنها فی نفسها و ماله.
  • در صورتیکه خانواده از فضای سالمی برخوردار نباشد ، هیچ یک از اعضای آن اعم از زن و شوهر و فرزندان نخواهند توانست وظیفه اسلامی خود را به خوبی در جامعه به انجام برسانند. اختلافات بزرگ اجتماعی از مشکلات خانوادگی ناشی می شود. ضعف تربیت اسلامی فرزندان یا فقدان آن موجب به خطر افکندن سلامت و امنیت جامعه در آینده خواهد شد.نگاه کوتاهی به دوران کودکی جنایتکاران بزرگ تاریخ همچون هیتلر و استالین به خوبی گواه آنم است که در خانواده ای ناسالم، پرتشنج و به دور از مهر و محبت و تربیت صحیح پرورش یافته اند.
  • نتیجه آنکه زن مسلمان باید اولین و اصلیترین وظیفه خود را اداره امور داخلی خانواده بر اساس موازین و آداب اسلامی و تربیت صحیح فرزندان بداند و فقط پس از انجام چنین وظیفه خطیری به قبول مسئولیت های اجتماعی دیگر بپردازد، چنانکه در سیره فاطمه زهرا –سلام الله علیها- نیز به خوبی شاهد همین مطلب هستیم.
  • د- توجه به کرامت های اخلاقی و مزرعه بودن دنیا برای آخرت
  • دنیایی که اسلام ارائه می دهد دنیایی است پیوسته به آخرت. مزرعه ای است که محصولش در آخرت درویده خواهد شد. اسلام بین دنیا و آخرت جمع کرده است. توجه به دنیا بدون آخرت، ناقص است همانطور که در نظر گرفتن آخرت بدون توجه به دنیا چنین است. از این رو قرآن مجید کسانی را که هم خود را مصروف دنیا نموده از آخرت غفلت ورزیده اند مورد نکوهش قرار میدهد و می فرماید: یعلمون ظاهرا من الحیات الدنیا و هم عن الاخره هم غافلون(روم/7)
  • برای ساختن این دنیا به گونه ای که در ارتباط با آخرت باشد، بیش از هر چیز باید به کرامتهای اخلاقی توجه داشت یعنی همان امری که امروزه فقدان آن در جوامع غربی به وضوح دیده می شود.
  • قبول هر مسئولیت اجتماعی در جامعه اسلامی چه از سوی مرد باشد و چه از سوی زن باید بر اساس همین کرامتهای اخلاقی و با توجه به سعادت دنیا آخرت باشد، در غیر این صورت تنها کاری در ظاهر صورت گرفته و از باطن غفلت شده است.
  • پیامبر رحمت هدف از بعثت خود را تمام کردن کرامتهای اخلاقی دانست و فرمود: انما بعثت لاتمم مکارم الاخلاق. این امر نشان دهنده آن است که از دیدگاه پیامبر خاتم و خاتم ادیان الهی، تا چه اندازه اصول و کرامتهای اخلاقی ارزشمند و مهم است به گونه ای که حضرتش هیچگاه حتی در سخت ترین شرایط ذره ای از این اصول عدول نکرده همانطور که ائمه علیهم السلام نیز در سیره خود، این مطلب را به اثبات رساندند و تقدم ارزشهای اخلاقی را بر چیزهای دیگر نشان دادند. به عنوان یک نمونه امام حسن – علیه السلام- را می بینیم که به عهد خود با معاویه پایبند و وفادار باقی می ماند هر چند که معاویه عهد می شکند و بر سر پیمان با آن حضرت نمی ماند. بدین ترتیب امام علیه السلام نشان می دهد که عهد شکنی حتی با امثال معاویه نیز جایز نیست.
  • ه- ضرورت فعالیتهای سیاسی برای زنان جایز است(چنانکه پیش از این بطور استدلالی تبیین گردید) بلکه گاهی ضروری نیز هست همچون زمان دفاع از کیان حکومت اسلامی در برابر هجوم کفار و مشرکان اعم از هجوم فرهنگی و نظامی و همانند قیام در برابر یک حکومت فاسد چنانکه در ابتدای انقلاب اسلامی شاهد حضور فعال و گسترده زنان مسلمان در تظاهرات مردمی بر ضد رژیم فاسد پهلوی بودیم. بدون تردید الگو و اسوه این زنان در فعالیتهای سیاسی شان، روش و سیره حضرت زهرا- سلام الله علیها- بود که بعد از رحلت پیامبرـصلی الله علیه و آله- برای تأیید امام بر حق زمان خود از خانه بیرون آمده همراه با همسر بزرگوارش به منازل مجاهدین و انصار رفته آنان را به حقیقتی که پایمال شده بود آشنا کردند و از آنان یاری طلبیدند.لکن نکته ای که در اینجا بسیار حائز اهمیت است آن است که زن مسلمان مسئولیت های خود را بر اساس اصولی که تا کنون تبیین شد به دقت مورد توجه و بررسی قرار دهد و همواره مصلحت اهم و اصل مهمتر را بر مصلحت مهم مقدم دارد. تنها از یک بعد به قضایا نگریستن جامعه را دچار افراط و تفریط می کند. زن مسلمان نباید به بهانه فعالیت های سیاسی، وضعیت خانوادگی خود را آشفته سازد و یا نسبت به آن کم توجه باشد. شوهر و فرزندان در این میانه حقی بر او دارند چنانکه او نیز بر شوهر و فرزندان خود حقی دارد. پس از رعایت این حقوق است که نوبت به پذیرش فعالیتهایی در خارج ار خانه می رسد.همانطور که حضرت فاطمه زهرا –سلام الله علیها- نیز چنین بود.
  • همچنین نباید به بهانه پرداختن به امور داخلی خانه یکسره فعالیت های سیاسی را کنار بگذارد. براستی اگر چنین کاری صحیح بود پس چگونه می شد انقلاب شکوهمند اسلامی ایران را به پیروزی رسانید؟ آیا بدون شرکت خیل عظیم زنان مسلمان،‌چنین پیروزی بزرگی نصیب ملت ایران می گردید؟مسلماً خیر.
  • همان فاطمه ای که اهمیت اداره امور داخلی خانواده و تربیت فرزندان را برای ما تبیین کرد، ارزش فعالیت سیاسی زن را نیز در دفاع از حق و حقیقت تبیین نمود. اشتباه آن است که ما فقط به یک جنبه کار آن حضرت بنگریم و اشتباه بزرگتر آن است که اهم و مهم را در سیره آن حضرت تشخیص ندهیم و به دام افراط و تفریط گرفتار آئیم.
  • اسلام دین اعتدال است پس بر پیروان آن نیز رعایت چنین اعتدالی لازم است: و کذالک جعلناکم امه وسطا لتکونوا شهدا علی الناس و یکون الرسول علیکم شهیدا(بقره/143) و اینچنین شما را امت میانه ای قرار دادیم تا به مردم گواه باشید و پیامبر هم بر شما گواه است.
  • بعد از آنکه اصل جواز مشارکت سیاسی زنان و اصول حاکم بر آن از دیدگاه اسلام تبیین گردید به سومین قسمت از بحث که بررسی موارد خاص از مشارکت سیاسی می باشد می پردازیم و به طور مشخص موضوع ولایت ، قضاوت و وکالت (یا نمایندگی سیاسی) زنان را مورد بحث قرار می دهیم.
  • بررسی بعضی از مهمترین مصادیق مشارکت سیاسی
  • در این قسمت سعی ما بر آن است که با ارائه دلایل نظریات مخالفین و موافقین به طور مختصر،‌به نقد آنها پرداخته و در نهایت،‌نظریه قویتر را برگزینیم.
  • ولایت و رهبری
  • الف: دلایل مخالفین:
  • کسانی که زن را مجاز به تصدی ولایت و رهبری در جامعه نمی دانند به دلایل متعددی استناد کرده اند که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
  • روایات خاصه:
  • روایات متعددی وجود دارد که هر یک به نحوی بر عدم جواز ولایت و رهبری زنان دلالت دارد. اگر چه بسیاری از این روایات از نظر سند ضعیفند ولی کثرت آنها و نیز وجود برخی روایات صحیح السند در میان آنها در مجموع، موجب وثوق و اطمینان به صدورشان از معصوم-علیهم السلام- می گردد. در ذیل به ذکر برخی از آنها می پردازیم:
  • الف- روایتی است که شیعه و سنی آن را از رسول خدا نقل کرده اند به این مضمون که حضرت فرمود:«لن یفلح قوم و لو امرهم امراه» هرگز رستگار نمی شود قومی که ولایت امر خود را به زن بسپارد. این روایت علاوه بر آنکه در بسیاری از کتب معتبر حدیثی اهل سنت مانند صحیح بخاری، سنن نسائی و سنن ترمذی و مسند احمدبن حنبل آمده است از طرق شیعه نیز در تحف العقول ذکر شده و در هر حال تواتر معنی دارد به گونه ای که اطمینان به صدور مضمون آن از پیامبر اکرم-صلی الله علیه و آله- حاصل می شود.
  • ب- روایت صدوق در کتاب خصال از امام باقر علیه السلام :«لیس علی النسا اذان ولااقامه و لا جمعه و لا جماعه.... ولا تولی المراه القضا و لا تولی الاماره...»
  • ظاهر تعبیر«لا تولی المراه القضا و لا تولی الاماره»(زن عهده دار قضاوت و امارت نمی شود) با توجه به اینکه سیاق آن با جمله های ماقبلش فرق دارد و نهی در قالب نفی است، بر حرمت و فساد قضاوت و امارت(رهبری) زن دلالت می کند.
  • ج- در آخر کتاب روایی من لا یحضره الفقیه در ضمن وصایای پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- به علی-علیه السلام- آمده است:«یا علی لیس النسا جمعه و لا جماعه... ولا تولی القضا...» استدلال به این روایت از باب طریق اولویت است یعنی وقتی به عهده گرفتن مقام قضاوت برای زن جایز نباشد به طریق اولی تصدی مقام ولایت و رهبری نیز برای او جایز نخواهد بود زیرا اهمیت رهبری بسیار بیشتر از قضاوت است و شرایط لازم در رهبر بسی سنگینتر از شرایط لازم در قاضی
  • می باشد.
  • د- در حدیثی که اهل سنتاز پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- روایت کرده اند می خوانیم:
  • «...واذا کانت امراوکم شرارکم و اغنیاوکم نجلائکم و امورکم الی نسائکم فبطن الارض خیر لکم من ظهرها» هنگامی که فرمانروایان شما بدانتان باشند و ثروتمندان شما بخیلانتان و امور شما به دست زنانتان باشد پس آن گاه درون زمین برای شما بهتر از روی آن است(کنایه از آنکه مرگ برای شما بهتر از زندگی است)
  • این حدیث از طریق شیعه در تحف العقول آمده است.
  • ه- امیر المومنین علی-علیه السلام- در نامه ای برای امام حسن-علیه السلام- چنین می نویسد: «...و لا تملک المراه من امرها ما جاوز نفسها فان المراه ریحانه و لیست بقرمانه» و زن را بر آنچه از حدود نفسش فراتر رود مسلط مکن زیرا زن چون گیاهی است خوشبو نه کارفرما و قهرمان.
  • چنانکه ملاحظه می شود دلالت این روایات بر عدم جواز ولایت و امارت زن کاملاً واضح است و در میان آنها روایات معتبری نیز هست که سندشان مورد قبول می باشد، علاوه بر این که در کتب معتبر روایی نیز ذکر شده اند که خود موجب وثوق به صدور آنها می گردد.
  • اولویت قطعیه
  • عدم جواز امامت جماعت زن برای مردان از مسائل مسلم فقه امامیه می باشد. علامه مولی احمد نراقی در این مورد می گوید:«...لا تجوز امامه المراه الرجل باتفاق العلما کما عن المعتبر بل بالاجماع المحقق و المحکی فی التذکره و المفاتیح و شرحه و عن المنتهی و روض الجنان والذکری و غیرها و هو الدلیل علیه» و مرحوم شیخ محمد حسن نجفی صاحب جواهر می نویسد: «...لا یجوز امامه المراه لهم بلاخلاف اجده فیه نقلا و تحصیلا بل فی الخلاف والمنتهی و التذکره و الذکری و الروض و عن غیرها الاجماع علیه»
  • ملاحظه می شود که این دو فقیه بزرگ تصریح کرده اند که در مسئله عدم جواز امامت زن برای مردان در نماز هیچ مخالفی وجود ندارد بلکه بسیاری از فقهای شیعه از نفی خلاف بالاتر رفته ادعای اجماع کرده اند. بدون شک مسئله رهبری اهمیتی به مراتب بیشتر از امامت جماعت دارد بنابراین اگر برای زن جایز نباشد که در نماز جماعت امامت مردان را بر عهده بگیرد به طریق اولی جایز نخواهد بود که در امور اجتماعی امام و رهبر مردان بلکه کل جامعه اسلامی شود. بدین ترتیب بر اساس قیاس اولویت که حجتش در نزد شیعه و سنی مسلم است به وضوح می توان عدم جواز تصدی ولایت و رهبری جامعه را برای زنان به اثبات رساند.
  • ارتکاز قطعی متشرعه
  • با مراجعه به احکام شرعی مربوط به زن در فقه اسلامی ملاحظه می شود که آنچه از زن خواسته شده و برای او مطلوب شمرده شده است، حفظ حجاب و عفاف و پرهیز از مخالصت با مردان بیگانه و رسیدگی به امور داخلی منزل می باشد و هر چه که با این امور منافات داشته باشد،‌نامطلوب دانسته شده است. از سوی دیگر واضح است که رهبری و ولایت بر جامعه اسلامی، عادتاً موجب می گردد که زن در معرض رجوع مردان بیگانه قرار گیرد و از انجام وظایف اصلی خود باز بماند.
  • بدون تردید شارع مقدس هیچ گاه راضی به چنین امری نیست بلکه به پائینتر از این حد نیز راضی نیست چرا که زن را از امام جماعت برای مردان نهی نموده است تا چه رسد به رهبری. آیا واقعاً معقول است که شارع اسلام از یک سو زن را از امام جماعت برای مردان نهی کند و او را در زندگی تحت قوامیت مرد قرار دهد و آن همه او را به پرهیز از مخالطت با مردان بیگانه توصیه کند و از سوی دیگر به او اجازه ولایت و رهبری کل جامعه را بدهد؟!
  • خلاصه آنکه در ذهن اشخاص پایبند به شریعت(متشرعه) این مطلب به طور قطعی مرتکز است که مذاق شارع مقدس، لزوم تحجب و تستر بر زنان و تصدی امور داخلی منزل از سوی ایشان می باشد و در نتیجه از دیدگاه شارع هر چه موجب مخالطت زن با مردان بیگانه گردد و او را در معرض رجوع آنان قرار دهد و از انجام وظایف شرعیش باز دارد ممنوع می باشد.
  • اصل عملی
  • اصل اول در باب ولایت، عدم ولایت هر شخصی بر شخص دیگر است چنانکه مرحوم علامه نراقی می گوید:«...فلا شک آن الاصل عدم ثبوت ولایه احد علی احد الا من ولاه الله سبحانه او رسوله او احد او صیائه علی احد فی امرو حینئذ فیکون هو ولیا علی من ولاه فیما ولاه فیه» مبنای این اصل، تساوی انسانها در اصل خلقت و تسلط آنها بر نفس و مال و امور مربوط به خود می باشد بنابراین هر کس که بخواهد رای و اراده خود را بر دیگری تحمیل کند در واقع به او ظلم کرده و از تساوی مزبور تخطی نموده است.
  • خداوند متعال که منعم علی الاطلاق است به دلیل عقل از تحت شمول اصل عدم ولایت خارج است چرا که عقل شکر منعم را واجب می داند و هر چه دایره انعام وسیعتر باشد دایره لزوم اطاعت از منعم نیز گسترده تر خواهد بود.
  • پیامبر- صلی الله علیه و آله- و ائمه علیهم السلام نیز به تصریح خداوند از تحت شمول اصل اصل فوق خارجند و بر مردم ولایت دارند، اما در غیر این موارد، اصل عدم ولایت، همگان را در برمی گیرد و برای خارج کردن فردی از تحت آن نیاز به دلیل قطعی داریم. قدر متقین و مسلم از روایات ولایت فقیه همچون مقبوله عمربن حنظله و توقیع شریف صادر شده از ناحیه امام زمان- علیه السلام- ، آن است که مردانی از فقهای شیعه که دارای شرایط خاصی باشند(یعنی جامع الشرائط باشند) از تحت اصل عدم خارج بوده و بر جامعه اسلامی در زمان غیبت ولی عصر-علیه السلام- ولایت دارند ولی در مورد خروج زن واجد الشرائط از تحت اصل مزبور هیچ گونه دلیلی وجود ندارد بنابراین ولایت زن همچنان در تحت شمول اصل عدم باقی می ماند.
  • سزاوار تأکید است که این اصل، قاعده کلی حاکم در باب ولایات (اعم از رهبری، قضاوت و اعمال ولایت های دیگر) می باشد و علاوه بر دلایل شرعی که پیش از این اشاره شد، دلیل عقلائی نیز دارد یعنی همه عقلا به طور ارتکاذی، اصل را بر مساوات همه افراد بشر و عدم ولایت آنها بر یکدیگر گذارده اند و لذا در هر مورد که کسی بخواهد بر دیگران اعمال ولایت بکند از او مطالبه دلیل می کنند و به همین علت است که می بینیم یکی از مسائل مهم دنیای امروز، مسئله مشروعیت حکومت هاست یعنی هر حکومتی به دنبال آن است که اعمال ولایت و حاکمیت خود را به گونه ای تبیین و توجیه کند که مورد قبول مردم و اندیشمندان قرار گیرد.
  • ب- دلایل موافقین
  • کسانی که زن را مجاز به تصدی امر ولایت و رهبری جامعه می دانند نوعا در ادله مخالفین مناقشه کرده اند از جمله:
  • روایاتی که مورد استناد مخالفان قرار گرفته است از نظر سند و دلالت ضعیف دانسته اند.
  • پاسخ: چنانکه پیش از این نیز اشاره شد در میان روایات مورد بحث، اخباری که بتوان به سند آنها اعتماد نمود وجود دارد همچون وصیت علی-علیه السلام- به فرزندش امام حسن-علیه السلام- که مصادر متعددی دارد و در کتاب کافی و من لا یحضره الفقیه و وسائل الشیعه و نهج البلاغه ذکر شده است و اجمالاً طرق نقل آن به اندازه ای زیاد است که موجب اطمینان به صدور آن می شود و مانند حدیث نبوی «لن یفلح قوم ولوا امرهم امراه» که تواتر معنوی دارد و علاوه بر آن موافق با عمل مشهور است که ضعف سند آن را جبران می کند. توضیح اینکه یکی از اموری که موجب اطمینان به صدور روایت از معصوم-علیه السلام- می گردد، عمل مشهور فقها بر طبق روایت مزبور می باشد و این همان است که در اصطلاح گفته می شود عمل مشهور، جابر ضعف سند است. و دیگر از مواردی که باعث وثوق و اعتماد به یک روایت می گردد تکرار آن در کتب معتبر روایی است.
  • دومین دلیل موافقین، مناقشه در اصل عملی است به این بیان که:
  • «ان الشک موفی آن نوع الانسان-غیر الملحوظ فیه خصوصیه الذکوره او خصوصیه الانوثه (الانسان لا بشرط من جهه الذکوره ولانوثه) – هو الخارج بالتقید عن الاصل الاولی او آن الخارج عن الاصل هو خصوص الذکر (الانسان بشرط الذکوره) فتجری البرائه العقلیه و النقلیه من اعتبار القید الزائد و هو الذکوره لتحقق ارکان البرائه فیه».
  • بدین ترتیب ، اصل عدم ولایت پذیرفته می شود لکن شک در این است که آیا نوع انسان با صرفنظر از خصوصیت مذکر و مونث بودن از تحت این اصل خارج شده است یا آنکه انسان مقید به ذکورت از شمول اصل مزبور بیرون رفته بنابراین اصل خروج نوع انسان بدون قید ذکورت و انوثت از تحت اصل عدم ولایت قطعی است و شک در این است که آیا قید زائدی که همان قید ذکورت است در این میان وجود داشته یا خیر. لذا نسبت به این قید زائد اصل برائت جاری می شود در نتیجه انسان لا بشرط از تحت شمول اصل مزبور خارج شده است بدون اینکه مقید به ذکورت یا انوثت باشد.
  • اصل عدم ولایت نیز ناظر به همین انسانهای موجود در خارج است بدین ترتیب اصل مزبور دو دسته افراد پیدا می کند. افراد مذکر و افراد مونث یعنی اصل عدم ولایت افراد مذکر بر دیگران است همانطور که اصل عدم ولایت افراد مونث است بر دیگران. به عبارت دیگر بر طبق اصل اولی نه شخص مذکر می تواند ولی باشد نه شخص مونث.
  • آنچه که بطور یقینی و مسلم از تحت شمول اصل فوق خارج شده است شخص مذکری است که واجد شرایط معینی باشد همچون فقاهت و عدالت، اما خروج شخص مونث مشکوک است و دلیلی که بتواند خروج آنرا از تحت اصل عدم ولایت اثبات کند در دست نمی باشد (البته بنا بر فرض مماشات با مستشکل) بنابراین همچنان در تحت اصل مزبور باقی می ماند.
  • نتیجه آنکه معنا ندارد بگوییم نوع انسان از تحت شمول اصل عدم ولایت خارج شده است زیرا اگر مراد نوع انسان همان انسان لابشرط است که مستشکل بدان تصریح نموده، اصولاً وجود خارجی ندارد و جایگاه آن فقط در عالم ذهن است و اگر مراد مطلق انسان است که هم شامل انسان مذکر شود و هم مونث (چنانکه هدف نهایی مستشکل نیز همین است) در این صورت باید دلیلی ارائه نمود که بطور قطع هر دو دسته از افراد انسان را شامل شده آنها را از تحت شمول اصل عدم ولایت خارج کند و ما دیدیم که نه تنها چنین دلیلی وجود ندارد بلکه دلیل بر خلاف آن است. یعنی همان دلایلی که تحت عنوان روایات خاصه از آنها نام بردیم به علاوه اولویت قطعیه و ارتکاز قطعی متشرعه. اما اگر کسی در تمام این ادله مناقشه کند و دلالت آنها را بر مطلوب مخالفین تمام نداند، کمتر از این نخواهد بود که وجود این ادله موجب شک در شمول دلایل اثبات ولایت نسبت به زنان می شود و در مورد شک نیز باید به همان اصل عدم ولایت رجوع کرد.
  • نتیجه آنکه برای اثبات نظریه موافقین با ولایت زن، تنها مناقشه در ادله مخالفین کافی نیست زیرا ادله مزبور حتی اگر از دلالت بر مطلوب مخالفین نیز قاصر باشد، حداقل موجب شک در این مورد می گرد  که آیا زن مجاز به تصدی مقام ولایت هست یا نه و بدین ترتیب اصل عدم ولایت، به حکومت خود در مورد ولایت زن ادامه می دهد چه اینکه از ابتدا نیز همین اصل حاکم بود نهایت اینکه ما توانستیم با ادله ای ، اصل مزبور را در مورد مردی که فقیه جامع الشرائط باشد تخصیص بزنیم ولی در خصوص زن واجد الشرائط به چنین ادله ای دست نیافتیم در نتیجه اصل عدم ولایت همچنان حاکم در این مورد خواهد بود.
  • نتیجه نهایی
  • آن که در کلام طرفداران ولایت و رهبری زن، دلیلی که بتواند این مدعی را ثابت کند دیده نشد و از طرف دیگر مخالفین با این نظریه، ادله متعددی برای اثبات مطلوب خود اقامه کردند و از اشکالات وارد شده بر آنها پاسخ دادند. بنابراین می توان گفت که از دیدگاه اسلام،‌زن مجاز به تصدی مقام ولایت و رهبری جامعه نمی باشد.
  • نقش منفی زنان سیاستمدار
  • تاریخ همانگونه کا شاهد مشارکت سیاسی مثبت زنان بوده، خاطراتی فراوان از تأثیر منفی آنان نیز در متن خویش دارد: در قرآن به همسر لوط و نوح به عنوان دو زن خائن که به ساحت مقدس رهبر جامعه اسلامی خدشه وارد ساخته و با دشمنان انبیاء همراهی نمودند، اشاره می شود.(هود/228)
  • در آیه ای دیگر از دو تن از زنان پیامبر اکرم- صلی الله علیه و آله- که در فعالیت علیه پیامبر مشارکت داشتند یاد می شود.(تحریم/222)
  • در سوره تبت ، خداوند قهار، ام جمیل، همسر ابولهب را «حماله الحطب» می خواند که هیزم بیار معرکه عناد و دشمنی با پیامبر- صلی الله علیه و آله- بود.(تبت/230)
  • تاریخ انبیاء نشان می دهد زنی در قتل یحیی بن زکریا، پادشاه را با سیاست و تدبیر، بر کشتن آن پیامبر عظیم الشأن تحریک می نماید و در نهایت بر سر طشتی از طلا سر مبارک آن حضرت در آن قرار گرفته می نشیند.( 231بحارالانوار ج45ص298-مناقب آل ابیطالب)
  • جنگ احد تنها جنگی است که مسلمانان طعم تلخ شکست را در آن می چشند و با شهدای فراوان به مدینه باز می گردند. در این جنگ زنان در لشگر دشمن نقش فعالی داشتند. در منابع تاریخی نام هند همسر ابوسفیان، ام حکیم همسر عکرمه بن ابی جهل، فاطمه دختر ولید، برزه خواهر عروه بن مسعود، ریطه همسر عمروعاص، بریده، سلافه، خناس و عمره در زمره زنان لشگر قریش ثبت شده و البته تعداد زنان بیش از این بوده است.
  • زنان در این جنگ به رهبری هند همسر ابوسفیان، به دف زدن و تصنیف خواندن در پشت سر مردان سپاه می پرداختند و بدینوسیله آنان را بر جنگ دلیر می ساختند و کشتگان بدر را به آنها یادآوری می کردند.
  • هند، از گوش و بینی شهدا، خلخال ها و گردنبندهایی به خود می آویخت و آنچه زینت داشت همه را به وحشی غلام جبیربن مطعم، قاتل حمزه داد. جگر حمزه را درآورد و جوید. اما نتوانست فرو ببرد و بیرونش انداخت. سپس روی سنگی بالا رفت و اشعاری درباره این انتقام جویی گفت که هند، دختر اثاثه بن عبدالمطلب که از زنان مومن حاضر درصحنه پیکار بود، با اشعاری هند جگر خواره را داد.(233-سیره ابن هشام ج3-ص46)
  • نقش زن در اقتصاد
  • علاقه و باور مردان این است که آنها دنیا را اداره می کنند. البته مردان با این ادعا، خود را گول نزده اند زیرا برای مثال، در دنیای سیاست هنوز هم بیشترین تعداد دولتمردان و قانون گذاران، به مردان اختصاص دارد. در زندگی اقتصادی نیز مردان مدیریت ها را در دست داشته و پر درآمدترین مشاغل نیز در اختیار آنها است. در مقابل، این زنان هستند که بیشترین سهم از مشاغل بدون حقوق دنیا را در اختیار دارند.
  • اما باید گفت که اکنون همه چیز در حال تغییر است. در حال حاضر، سهم زنان از کل نیروی کار جهان بسیار بیشتر از سهم آنها در قرن گذشته است. در برخی از کشورها نیز این زنان هستند که اکثریت را در دانشگاه ها در اختیار دارند. با وجود این، دنیا هنوز دنیای مردانه است. تحقیقات اخیر نشان می دهند که اگز طنان بیشتر در مشاغل دارای حقوق مشغول و استخدام می شوند، وضعیت اقتصادی دنیا خیلی بهتر از وضعیت فعلی آن بود. جالب اینکه تأثیر این موضوع و ضرر عدم انجام آن در کشورهای در حال توسعه بسیار بیشتر از کشورهای پیشرفته است. گزارش کمیسیون اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل برای آسیا و اقیانوسیه UNESCAP در این زمینه نشان می دهد که تبعیض جنسیتی در این منطقه از طریق ایجاد محدودیت های شغلی برای زنان، سالانه 42 تا 47 میلیارد دلار زیان به بار می آورد.
  • در حال حاضر، نرخ اشتغال زنان و مردان در منطقه آسیا و اقیانوسیه حدود 30 تا 40 درصد با یکدیگر تفاوت دارد. در عین حال، نظام ضعیف آموزشی دختران در این منطقه 16 تا 30 میلیارد دلار زیان اقتصادی دیگر به همراه دارد. زیان های یاد شده تنها هزینه های اقتصادی هستند، در حالی که زنان در برخی از این مناطق مورد خشونت و تعرض قرار گرفته و به بهداشت و درمان مناسب نیز دسترسی ندارند.
  • البته این موضوع تنها مختص کشورهای در حال توسعه نبوده و کشورهای ثروتمند و پیشرفته نیز ارزش واقعی زنان را نمی دانند. در این زمینه کافیست به نرخ اشتغال زنان در کشورهایی چون آمریکا، ژاپن و کشورهای اروپای غربی نگاهی بیاندازیم. تحقیقات آقای کوین دالی، اقتصاددان موسسه گلدمن سکس، این حقیقت را نشان می دهد.
  • بر اساس تحقیقات وی در سوئد که تقریباً 70 درصد زنان 15 تا 64 ساله به کار مشغولند، تفاوت اشتغال زنان و مردان 5 درصد است. در آمیرکا و انگلیس این تفاوت به 12 درصد و در ایتالیا، ژاپن و اسپانیا به 20 درصد نیز بالغ می شود.
  • کوین دالی در این زمینه می گوید: فرض کنید نرخ اشتغال زنان در امریکا به مقدار نرخ استخدام مردان برسد و در عین حال ، نرخ محصول ناخالص داخلی GDP این کشور به همان نسبت نرخ اشتغال افزایش یابد. در این شرایط شاهد افزایش 9 درصدی GDP آمریکا خواهیم بود. این افزایش برای منطقه یورو 13 درصد و برای ژاپن 16 درصد خواهد بود.
  • البته ممکن است این آمارها کمی اغراق آمیز باشند ، زیرا افزوده شدن تعداد زیادی نیروی کار به بازار، می تواند متوسط نرخ بهره وری را کاهش دهد. بعلاوه بسیاری از زنان ، کار نیمه وقت را به تمام وقت ترجیح می دهند. حال اگر مردان نیز همانند زنان به دنبال شغل های نیمه وقت باشند، این وضعیت ممکن است تأثیرات اقتصادی اشتغال را پائین آورد. با وجود این، باز هم افزایش نرخ اشتغال زنان می تواند ثمرات اقتصادی قابل توجهی به همراه داشته باشد. اما بر اساس ادعای آقای دالی، در صورتی که نرخ بهره وری نیروی کار در اروپا به سطح بهره وری آمریکا برسد، تولید GDP منطقه یورو تنها 7 درصد رشد خواهد کرد.
  • شاید تنها با نگاه به GDP بتوان مزایای این وضعیت را مشاهده کرد. زنان برای برخی مشاغل مانند مراقبت از فرزندان، نظافت منزل و طبخ غذا پولی دریافت نمی کنند، در حالی که با افزایش تعداد زنانی که در مشاغل درآمدزا کار می کنند، خدمات بیشتری خریداری می شود. ضمن اینکه با عرضه کار و تولید جدید، به میزان GDP افزوده می شود. چرا که کار و خدمات زنان، در بازار عرضه شده است نه فقط در خانه. البته به اعتقاد آقای دالی، این موضوع فقط تا حدی صحیح است، زیرا پرداخت ها در بخش مراقبت از کودکان و فرزندان بالا نیست.
  • به طور مثال، در سوئد بازار نگهداری از کودکان پیش دبستانی تنها 2/1 درصد کل GDP این کشور را به خود اختصاص داده است. هم اکنون نیز بسیاری از مادران در صورتی که بتوانند مراقبت از فرزندان خود را با دریافت برخی یارانه های دولتی به دیگران بسپارند،‌مایلند در بیرون از منزل مشغول به کار شوند. بدین ترتیب، می توان گفت پرداخت یارانه برای پرستاری و مراقبت از کودکان، می تواند احتمال بازگشت بازگشت زنان به بازارهای کار را افزایش دهد. از سوی دیگر، افزایش حضور زنان در مشاغل بازار می تواند با مشکل پیر شدن جمعیت نیز به مقابله بپردازد، زیرا با افزایش تعداد افراد شاغل، نسبت بازنشستگان به افراد شاغل کاهش خواهد یافت. همچنین آقای دالی با نابجا خواندن نگرانی برخی افراد، می گوید: این موضوع(کار زنان) باعث کم شدن نرخ زاد و ولد نمی شود. حتی می توان گفت با کاهش شکاف اشتغال بین زنان و مردان، خانم ها تمایل بیشتر برای بچه دار شدن پیدا می کنند. دلیل این موضوع آن است که در برخی کشورهایی که دریافت مالیات از زنان شاغل بیشتر است و با پیدا کردن پرستار مناسب با قیمت متعادل سخت است، زنان مجبور می شوند بین کار و فرزندانشان یکی را انتخاب کنند، بخصوص اگر درآمدشان نیز کم باشد. اما در کشورهایی که نرخ مالیات زنان شاغل زیاد نیست و پرستار مناسب و با قیمت خوب هم براحتی پیدا می شود، زنان می توانند هم کار و هم فرزندان خود را در کنار یکدیگر حفظ کنند.
  • اما همانطور که آقای دالی می گوید، اوضاع در حال تغییر است، بطوریکه در دهه گذشته نرخ اشتغال زنان در ایتالیاو اسپانیا به شدت افزایش یافته است. با کاهش شکاف نرخ اشتغال زنان و مردان در منطقه یورو، نیمی از کل نرخ اشتغال و 4/0 درصد از کل رشد سالانه 1/2 درصدی GDP این منطقه از سال 1995 بدین سو را اشتغال زنان تشکیل داده است. به اعتقاد وی، این موضوع نسبت به برنامه های متداول اقتصادی، کمک بیشتری به بازار کار منطقه یورو کرده است. اما در همین مدت در آمریکا به دلیل برخی مسائل چرخه ای، نرخ اشتغال زنان کاهش یافته است. نرخ پائین اشتغال زنان ژاپنی نیز چندان افزایش نیافته است.

 

  • زنان در مدیریت
  • چکیده
  • اخیراً حضور زنان در رده های مدیریت چشمگیرتر شده است. ورود آنان به رده های بالای سازمانی مسائل بسیاری را با خود به همراه داشته است. با وجود اینکه تعداد زنان در نیروی کار رو به افزایش است، اما پیشرفت آنها در مشاغل مدیریتی محسوس نبوده است. این در حالی است که تحقیقات انجام شده برای شناخت برتری مردان در مدیریت وجه تمایزی را برای مدیر بودن انحصاری مردان قائل نیست.
  • پژوهشها نشان می دهد مدیریت آینده نیازمند استفاده بیشتر و کارآمد از نیروی بالقوه زنان در مدیریت است و در اینجا بعضی از موضوع هایی را مورد بحث قرار می دهیم که در ارتباط با زنا در مدیریت است. عللی که باعث عدم استفاده زنان در رده های بالای سازمانی می شود، همچنین توصیه ها، رهنمودها و پاسخ های سازمانی و فردی برای استفاده مناسب تر از تنوع مهارتها و تخصیص هایی که در نیروی کار زنان وجود دارد، از بحث های مورد نظر می باشد.

 

  • مقدمه
  • طبق آمار سازمان بین المللی کار(ILO) زنان الجزایری با 8 درصد کمترین و زنان فنلاندی با 47 درصد بیشترین سهم اشتغال را دارند. بیش از 45 درصد از زنان جهان که بین 15 تا 64 سال سن دارند در فعالیت های اقتصادی مشغول هستند. نرخ مشارکت زنان بعنوان نیروی کار در ایران بر طبق آمار سال 1375، 9/1 درصد است. زنان مدیر و کارکنان رده بالای سازمانی در سال 1370، 1533 نفر بود که در سال 1375 به 41420 نفر رسیده است. هر چند این رقم نشان دهنده افزایش تعداد زنان در پست های مدیریتی است اما در مقایسه با تعداد شاغلان زن رقم ناچیزی است.
  • در ایالات متحده آمریکا در سال 1970 تنها 15 درصد از کل نیروی کار ، زنان بودند. تا سال 1989 این رقم به بیش از 40 درصد رسید. تا سال 1995 زنان بیش از 45 درصد کل نیروی کار را در آمریکا تشکیل می دادند. با وجود این، تنها 6 درصد زنان در رده مدیران هستند. اخیراً تنها در هر سه مورد از هر صد شغل رده بالا در بزرگترین شرکتهای آمریکا در اختیار زنان است. که این رقم همانند رقم دهه گذشته است . از میان شرکت های بزرگ آمریکایی مانند فورچون 50 (50FORTUNE) تنها 1/3٪ از مقامات بالای سازمانی زنان و شرکتهای فورچون 500 (500FORTUNE) تنها 1/7٪ از مقامات عالی رتبه سازمان، زنان هستند. در میان 200 شرکت بزرگ آمریکایی، زنان کمتر از یک چهارم شغلهای مدیریت اجرایی را در اختیار دارند و کمتر از پنج درصد معاونان رؤسا زنان هستند. برخی از متخصصان اشاره می کنند برابری در پست های مدیریت ارشد بین جنسیت های مختلف تا چندین دهه دیگر نیز موازنه برقرار نمی گردد.مسئله نابرابری بین زن و مرد در تصدی مشاغل مدیریتی دارای ریشه های تاریخی است. برای مثال، ارسطو زنان را به عنوان موجوداتی که جایی در سیاست ندارند معرفی کرد. او عقیده داشت خداوند آنها را فقط برای جنبه های پست زندگی آفریده است. با توجه به اینکه در نیمه دوم قرن بیستم توجه به زنان به عنوان نیروی کار، مدیر و سیاستمدار هم در تئوری و هم در عمل تغییر یافته است ولی باز هم زنان حق اندکی در انتخاب شدن به عنوان مقامات عالیرتبه مدیریتی و سیاسی داشته اند. 
  • سقف شیشه ای
  • مطالعات انجام شده نشان می دهد «سقف شیشه ای» (GLASS CEILING) بسیاری از زنان را از بالا رفتن به سوی پستهای مدیریت و رهبری باز می دارد. «سقف شیشه ای» نگرشها و تعصبهای منفی است که مانع از آن می شود زنان و گروههای اقلیت ورای یک سطح خاص در سلسله مراتب سازمانی بروند. یک سوم زنان شاغل در پستهای منشیگری یک چهارم دیگر در حوزه های مراقبتهای بهداشتی، آموزشی و تولیدات مواد غذایی هستند. حتی در این شغلهای بطور سنتی نیز زنان پستهای کلیدی را در ارتباط با شغلشان ندارند. برای مثال ، در مدارس زنان تدریس می کنند ولی مردان سازماندهی، طرح ریزی، هدایت و کنترل را انجام می دهند. یک مانع عمده برای زنانی که مایلند به پستهای مدیریتی برسند، وجود محدودیتهایی است که ازسوی جامعه، خانواده و خود زنان بر آنها تحمیل می شود.
  • برخی محققان به تعدادی از این محدودیتها به عنوان روایتهای قدیمی اشاره می کنند که عقاید از قبل تصور شده و یا مفاهیم بدون پشتوانه علمی و منطقی هستند. به عنوان نمونه اغلب به زنان گفته می شود که وابسته، بی اراده، شکننده، غیرتهاجمی، غیررقابتی، درون گرا، تلقینی، حساس و تخیلی هستند. اگر چه برخی از این نگرشها شاید برای زنان خوشایند باشد ، اما بسیاری از آنان به عنوان موانعی واقعی برای آنهاست. جدول(شماره1) تعدادی از روایتها در مورد زنان را در دنیای تجارت نشان می دهد.
  • جدول شماره 1- روایتهای قدیمی درباره زنان در کسب و کار نگرشها درباره پیشرفت نکردن زنان در مدیریت
  • نگرشهای مختلف در مورد مدیریت زنان
  • نگرشهای مختلفی درباره اینکه چرا زنان بیشتری در پستهای مدیریتی به کار گرفته نمی شوند ذیلاً از نظر خواهد گذشت.
  • اولین نگرش: دیدگاه شخص کرا است. (PERSON-CENTERED) این دیدگاه گناه محدود بودن پیشرفت شغلی زنان را در عواملی می داند که درون جنس مؤنث وجود دارد. این بدان معنی است که مشخصه ها و رفتارهای خاصی که توسط زنان انجام می شود باعث عدم پیشرفت آنها می شود. به عنوان نمونه، ارتباط میان جنسیت ها می تواند به مشکلاتی که زنان در کار مواجه هستند بیفزااید. زنان و مردان هم در ارتباطات شفاهی و هم غیر شفاهی بصور متفاوتی ارتباط برقرار می کنند. در نتیجه این طور درک می شود که زنان دارای توان کمتری در ارتباطات هستند. اشاره شده است، علاوه بر صفات مشخصه و رفتارهای زنان که ناهماهنگ با پستهای مدیریت ارشد سازمان هستند، گرایشهایی که زنان از لحاظ اجتماعی به سوی آنها سوق پیدا می کنند مانند: خانواده های آنها، مسیرهای پیشرفت شغلی، سازمانها، زیردستان و نقش رهبری/مدیریتی آنها، همچنین مشاهده شده برخلاف نیازهای پست مدیریت رده بالای سازمان است.
  • دومین نگرش: فرایند اجتماعی شدن فرهنگی است. (CULTURAL SOCIALIZATION PROCESS) این فرایند زنان را به سوی کارهای حرفه ای سوق می دهد نه مشاغل مدیریتی و این نمونه ها وجود نقشهای قالبی را تقویت می کند. (یعنی برای ساختار هر جنسیتی یک سری مشاغل مناسب است.) براساس فرایند اجتماعی شدن فرهنگی، تمایل زنان به مدیریت تا اندازه زیادی کمتر از مردان است.دیگر عواملی که در این نگرش بر عدم پیشرفت زنان تأثیر دارند عبارتند از : تأثیر بالقوه بر زندگی خانوادگی، تضاد نقش، فقدان مدلهای نقش و ناامیدی که از سوی مشاوران آموزشی چه در دبیرستان و یا در دانشگاه دریافت می کنند. جامعه پذیری زنان طوری است که زنان را فاقد اعتماد به نفس و تصمیم گیری برای رقابت با مردان در جهت اهداف شغلی بار می آورد. از دلایل دیگری که زنان کمتری در مدیریت رده بالای سازمان وجود دارند می توان به تبعیضهای شرکتی اشاره کرد. نابرابریهای شرکت در پاداشها و ایجاد فرصت پیشرفته برای زنان و به کارگیری دوستان قدیمی در پستها، زنان را از رسیدن به مقامهای مدیریت دور می سازد. تبعیض می تواند به صورت ساختارها، خط مشی ها، شبکه های غیر رسمی و فرهنکهای سازمانی باشد که آنقدر مردسالار هستند که مانعی برای زنان می شوند تا در سازمان ارتقا یابند. در مطالعه ای که توسط «کانینگز» و «مونت مارکت» انجام شد، نشان داد مردان ترفیع های بیشتری را در هر سال نسبت به زنان بدست می آورند. اکثر این ترفیع ها بخاطر شبکه های غیر رسمی با مافوق در سازمان است. علاوه بر اینها یک مانعی که زنان با آن روبرو هستند، فقدان فرصت برای کسب تجربه های لازم در محیط کار است. این امر غالب بخاطر فقدان مشاور و حامی برای زنان در سازمان است. یک حامی می تواند: معلم و پشتیبان زنان در محیط کار باشد. تحقیقات نشان می دهد وظایف مشاور به دو بخش تقسیم می شود:
  • وظایف شغلی که در تعیین مسیر و پیشرفت شغلی می توانند مؤثر واقع شوند، مانند آموزش و حمایتهای شغلی.
  • وظایف روانشناختی که حس توانایی و اعتماد به نفس فرد را افزایش می دهد و شامل: پذیرش و تأیید فرد، مشاوره، دوستی و مدل سازی نقش است. مشاوران و حامیان زنان می توانند برای ترفیع و ایجاد اعتماد به نفس در آنها بسیار مؤثر باشند.
  • مانع دیگری که زنان در پیشرفت شغلی با آن روبرو هستند نگرشهای منفی و قالبی است که جامعه نسبت به زنان شاغل دارد. تحقیقات نشان می دهد زنان از گران باری نقش خود نسبت به همسرانشان سخن می گویند. توضیح سه مورد در این زمینه لازم است : زنان کار فیزیکی بیشتری را در امور خانه داری نسبت به مردان انجام می دهند. دوم: زنان اهمیت فوق العاده ای برای وظایف خانه داری قائل هستند. سوم: و مأیوس کننده ترین عامل آن است که شغل مرد در هر صورت مهم تر از شغل زن تلقی می شود. به طور کلی تمام نگرشهایی که عدم پیشرفت زنان در مشاغل مدیریتی حمایت می کنند نشانگر این موضوع است که اگر چه تعداد زنان در نیروی کار خصوصاً در دهه های اخیر افزایش یافته است اما این پیشرفت به هیچ وجه در زمینه افزایش آنها در مشاغل رده بالای سازمان نیست.
  • برای بهبود وضع شغلی زنان استفاده از مشاوران خردمند، بهره گیری از مدلهای نقش، ایجاد شبکه های ارتباطی و تغییر در سبک رهبری راهگشاست.
  • توصیه های سازمانی و فردی
  • توصیه های سازمانی: به دلیل تعداد رو به رشد زنان در نیروی کار ، سازمانها مجبورند با مشکلات کاری برخورد مناسب کنند. برای سازمانها مهم است رفتارها و نگرشها را تغییر دهند. برای انجام این کار ، باید خط مشی ها و برنامه هایی را در سطح سازمان اجرا کرد.
  • اولین نوع برنامه ها، برنامه های تغییرات بر اساس زمان است. این برنامه ها شامل پیاده سازی برنامه های کاری منعطف (کارمندان زمانهای روزانه شروع/خاتمه کار را حول یک «ساعت اصلی» از زمان انتخاب می کنند، شغل مشارکتی (سازماندهی مجدد یک پست و سازمانی تمام وقت به طوری که توسط دو کارمند پاره وقت انجام شود) کار پاره وقت و روزهای کوتاهتر یا تغییر یافته کاری ، همانند هفته های کاری فشرده (کارمندان در کمتر از پنج روز 40 ساعت کار می کنند). این برنامه ها به کارمندان زن اجازه می دهد تا مشکلات خانه و کار را حل کنند.
  • توصیه های فردی: زنان نیاز به مهارت ، تشویق و قاطعیت دارند تا خود را در محیط مسلط مردسالاری قرار دهند. ایجاد خط مشی ها و قرار گرفتن در بخشهای مختلف سازمانی هنوز در دست مردان است. در ذیل توصیفی از مهارتها و روشهایی آمده است که زنان باید ایجاد کنند تا در محیط کار بطور مؤثر باقی بمانند.
  • اولین مهارت صرف وقت برای طراحی مسیر شغلی مناسب است. برخی محققان می گویند موفقیت مردان در محیط کار ناشی از تمرکز آنها در کسب یک هدف شغلی خاص است. هدف های شغلی زنان پراکنده و غیرمتمرکز است.
  • توصیه دوم شناخت این واقعیت است که رقابت در سازمانها وجود دارد و زنان باید یاد بگیرند که مهرتهای مناسب و رفتارهای لازم را برای رقابت نشان دهند.
  • سومین مهات لازم در ایجاد اعتماد به نفس و اطمینان است. برخی زنان ممکن است در ابتدا بر فقدان اعتماد به نفس غلبه کنند. یک مطالعه نشان می دهد زنان در مقایسه با مردان موفقیت خود را به جای نسبت دادن به مهارت و شایستگی خود به شانس و اقبال نسبت می دهند. این نگرش می تواند باعث تأثیر منفی در دیگران شود و رشد زنان را در سازمان محدود کند.
  • پنجم یادگیری مهارت سیاسی توسط زنان است، برای ایفای نقش مدیر موفق شناخت، یادگیری و به کارگیری مهارت سیاسی در سازمان لازم است. ادبیات مربوط به این موضوع نشان می دهد مدیران زن می توانند بدترین دشمنان خود باشند. زیرا بسیاری از زنان مدیر به کارگیری مهارت سیاسی در سازمان را نمی پسندند و اهمیت آن را درک نمی کنند. آنها اهمیتی برای سیستم های غیررسمی سازمان قائل نیستند. در یک کلمه آنها علاقه ای به کاربرد مهارت سیاسی ندارند.
  • در یک تحقیق انجام شده 23 درصد از بانکداران موفق زن این جمله را گفتند:«زنان مهارت سیاسی را دوست ندارند و نمی خواهند وارد آن شوند زیرا آن را کثیف تلقی می کنند». با این وجود ، توسعه قدرت مهارتهای سیاسی برای موفقیت در سازمان لازم است.
  • در یک پژوهش دانشگاهی دیگری که بر روی مدیران دانشگاهی موفق زن انجام شده است این نتایج را نشان می دهد که به گواه خود زنان رعایت موارد زیر باعث افزایش مهارت آنها برای دستیابی و موفقیت در مشاغل مدیریتی خواهد شد:
  • آموزش خوب ببینید، مدعی باشید و بدترین دشمن خودتان نشوید؛
  • به خودتان اجازه مرعوب شدن را ندهید، از قابلیت و توانایی خود مطمئن باشید و هرگز تدافعی یا تهاجمی عمل نکنید؛
  • در پستهای پایین سازمانی اگر هستید کارها را منظم و در محدوده زمانی مقرر انجام دهید زیرا نردبان ترقی را پله پله باید طی کرد. از تغییر سازمان در صورت بروز موانع نهراسید؛
  • پس از انتخاب هدف ، به دیگران مخصوصاً مردان اجازه ندهید شما را بترسانند. هنگامی که یک زن دارای پیشنهادات سازنده است، وی باید با تلاش ثابت کند همانند یک مرد درست می گوید؛
  • حمایت خانواده را کسب کنید؛
  • زنان گاهی اوقات می توانند بدترین دشمن خود باشند. زیرا بسیاری از مسئولیتهایی که هماهنگ با شغل آنهاست، آنها از قبول مسئولیت شانه خالی می کنند؛
  • زنان با اندکی کار سخت ، کار منظم، پایداری،رفتار روشنفکرانه می توانند وارد صحنه مدیریت مردسالارانه شوند.
  • به طور کلی زنان باید از قبول مسئولیت، انجام خلاقیت، نوآوری، رویارویی با مشکلات شغلی و کاری، ارتباطات قوی سازمانی، تحصیل در رشته های مدیریتی، تصمیم گیریهای همراه با ریسک و ... نهراسند.
  • نتیجه گیری
  • تعداد زنان در نیروی کار رو به افزایش است. جامعه و مقررات دولتی ورود زنان به مشاغل مختلف را نسبت به گذشته آسانتر ساخته است. اما پیشرفت زنان در مدیریت هماهنگ با افزایش زنان شاغل نیست. بسیاری از دلایل برای این واقعیت وجود دارد مانند: وجود باورهای قالبی و سوگیریهایی علیه زنان در مشاغل مدیریتی، که زنان به عنوان افرادی تلقی می شوند فاقد شرایط لازم برای مدیریت مؤثر و بطور سنتی مشخصات مردانه ارزش بالاتری نسبت به خصوصیات زنانه در پستهای مدیریتی داردو شغل مرد یا حرفه او همیشه مهمتر از شغل و حرفه زنان است. از زنان بطور سنتی تنظیم امور خانواده انتظار می رود و همین مسئله آنها را در شرایط دوگانه محیط کاری و خانوادگی قرار می دهد که خود باعث تعارض نقش و پیامد آن فشارهای روحی و روانی برای آنها همراه دارد.
  • امروزه موفقیت سازمانها در گرو استفاده مطلوب از تخصصهای موجود است. چه این تخصصها در دست مردان و چه در اختیار زنان باشد. برای این کار موانع بر سر راه ارتقا زنان باید برداشته شود. سازمانها باید عبور از «سقف شیشه ای» را تجربه کنند.
  • دستیابی به مهارتهای مختلف ، مرعوب شدن از انجام کارها، خودباوری، پایداری در دستیابی به اهداف، تفکر روشنگر و آگاهانه می تواند زنان را در موفقیت برای دستیابی به مشاغل مدیریتی کمک کند.

 

  • منابع

-         یان رابرسون، درآمدی بر جامعه، ترجمه: حسین بهروان، آستان قدس رضوی، سوم، 1377

-         حسام الدین بیان، «نقش سازنده زنان در ارتقای دانش بهره وری»، مرکز آموزش مدیریت دولتی، فصلنامه - مدیریت دولتی، شماره39، بهار1377

-         دکتر نسرین جزنی، بررسی مشارکت زنان در عرصه های مختلف اقتصادی: «سقف شیشه ای: مانع رشد زنان»، سازمان مدیریت صنعتی، مجله تدبیر، شماره 95، شهریور 1378

-         باربارا دال، هال بوم، زنان مدیر، مترجم: زهره قایینی، نشر بانو، 1377

-         کنزالعمال/ خبر5217

-         صحیح نجاری/ ج3/ ص90 / کتاب المغازی

-         سنن النسائی/ ج8 / ص227 / کتاب اداب القضاه

-         سنن الترمذی/ ج3 / ص260/ حدیث2365

-         تحف العقول/ ص35

-         من لایحضره الفقیه/ ج4/ ص364/ باب النوادر/ حدیث5762

-         نهج البلاغه فیض الاسلام/ ص939

-         www.golemeson.org/article-

  • www.mardomsalari.com-
  • www.porsojoo/fa/node/3323-
  • www.imi.ir/tadbir/103/article-103/7.asp-
  • www.andishehgom.com-

 

Trackback(0)
نظرات (0)add comment

نوشتن نظر
كوچكتر | بزرگتر

busy
 

Select Language

حاضرین در سایت

ما 18 مهمان آنلاین داریم

آمار بازدید کنندگان

mod_vvisit_counterکل بازدیدها849037

تقویم امروز

امروز : پنجشنبه
02. خرداد 1392
13. رجب 1434
23. می 2013

عضویت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه از جدیدترین مطالب و تغییرات سایت خود آگاه میشوید.







سايت هاي مرتبط